نقد نویسنده سایت سینما روز بر فیلم «کتاب قانون»
شما رو به خیر، ما رو به سلامت!

سینما روز _ علی وزینی: جدیدترین ساخته مازیار میری اشاره به سنت های و آیین های دینی و مذهبی ایرانیان دارد که تناقض آن با دین اسلام را به خوبی نشان داده است.رفتار ها و ظاهر سازی های ایرانیان در قبال دین خود را به خوبی نشان می دهد و برخوردهای ایرانیان با سایر مسلمانان و دین را آنچنان متوجه مان می کند که گاهاً از آنها خنده مان می گیرد و از غفلت و عادت به آن میخکوب می شویم.
بی توجهی ها و غفلت های به عنوان یک مسلمان نسبت به دین، توسط یک دختر مسیحی تازه مسلمان شده به مسلمان ایرانی یادآوری می شود و آیات قرآن را به صورت ترجمه برایان یادآوری می کند و همین یادآوری های خمسه به جایی می رسد که عده ای که خود را سال ها صاحب دین می دانستند و برای خود جلسات روضه خوانی برپا می کرده اند از همین گوشزدهای کلافه می شوند و دست به مخالفت و لج بازی با دختر تازه مسلمان شده بر می دارند.
آیینه تمام قد ما به عنوان یک مسلمان ایرانی تماماً در طول فیلم به ما یادآوری می شود از کم فروشی هایمان، از غیبت کردن هایمان، از زود قضاوت کردن آن هاا، از قهر کردن با برادر و خواهر ایمانی خود، از قضا شدن نمازهایمان تا دروغ های روزانه.
از همان اول دختر مسیحی که ابتدا شیفته اشعار خواجه حافظ شیرازی است در تقابل با یک ایرانی سعی دارد تمام ابهامات خود را از شعر حافظ درک نماید و معنای «رندی» را از پرستویی ایرانی می پرسد که او حتی نام کامل حافظ هم نمی داند و رند را در شعر حافظ غلط معنا می کند.این دلبستگی ها به ایرانی و اشعار تا جایی ادامه می رود که وقتی او مسلمان می شود کتابی را پیدا می کند که تمام دستورات زندگی را یادآوری می کند و خمسه سعی در یادآوری آنها به مسلمانان ایرانی دارد که حتی آنها را هم به فارسی به ما می خواند و آدرس می دهد.
تضادهای فرهنگی و حضور افراد تازه وارد با آداب و رسوم خانوادههای سنتی ایرانی و حضور ایرانی ها در لبنان برای معاملات فرهنگی با فرانسوی ها و حضور در جلسات دستخوش طنز قرار گرفته است و نیم ساعت اول فیلم را به خوبی همین نکات طنز اداره می کنند که از جمله آن ها می توان به سکانس خوردن های پی در پی گروه ایرانی در هنگام صحبت های گروه فرانسوی، به زیر میز رفتن گروه ایرانی برای اهدای هدیه به فرانسوی ها،اولین حضور مترجم در جمع، گریه های پرویز پرستویی برای دختر لبنانی به طوری که خواهرش گریه های او را برای جنگ می پندارد؛ اشاره کرد. متاسفانه سوژه های طنز تا پایان فیلم دلچسب نیستند و صحنه مقابله رئیس اداره و خانواده پرستویی با دختر لبنانی و یا یک شکل بودن تمامی افراد با نقش های متفاوت پرستویی از ضعف های فیلم به شمار می رود که تاثیری هم در روند فیلم ندارند.
کتاب قانون در طول فیلم همان رفتارهای دوگانه ما با اعتقاد های دینی و مذهبی مان را گوش زد می کند و دستخوش طنزی تلخ قرار می دهد.
تیتراژ ابتدایی فیلم نیز در نوع خود بسیار جالب و بی نظیر است و یکی از سنت های خانواده های ایرانی برای انتخاب همسر را نشان می دهد. زحمات بیشتر فیلم را نیز رحمانیان در دیالوگ نویسی اولیه فیلم کشیده است و به نظر می رسد انتخاب اسم رحمان نیز به دلیل تشابه با نام خانوادگی خود بوده است.
بازی فوق العاده داروین حمسه در کنار پرویز پرستویی به عنوان اولین حضورش در سینمای ایران نشان داد که به خوبی توانسته از ایفای نقش برآید.
منبع: سینما روز
نقد علی مطهری از این فیلم را این جا بخوانید
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=71964
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:18 توسط گل جوان
عده ای قصد داشتند پسورد وبلاگ آرمیتا مرادی و بنده رو سرقت کنند که موفق نشدند
احتمالا حدس می زنم کار کی باشه اما تهمت نه!
ولش کن
سلام عرض ميكنم خدمت يكان يكان خوانندگان جان، خوانندگان پيشاني بلند، رويسپيد و رستگار خودمون. خدارو شكر ميكنم كه باز هم با يه گفت ديگه در وبلاگ محترم گل جوان در خدمت شما هستم.
باز كن دكان كه وقت عاشقي است.
شعری از محمد صال علا:
گم شده تو باغ هلو، بچه تنهاي لولو/ نشسته گريه ميكنه، اوهو اوهو، اوهو اوهو/ ميگه لولوي خورخوره، ديگه منو نميخوره/ ديگه منو دوس نداره، سر منو نميبره/ شايد لولوم لولو داره، يكي كه زير و رو داره/ لولوي بيچهرهاي كه باروني دورو داره/ لولو بيا نترسيم، من و تو با هم هستيم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:14 توسط گل جوان
این نقد در سایت سینماروز موجود است و قبلا در روزنامه همدان 1400 نیز به چاپ رسیده بود.
با تشکر از اشکان شکوری، پیام خدابنده لو، علی اثنی عشری بابت رفتن به سینما
یادداشت نویسنده سایت «سینما روز» بر فیلم «خروس جنگی»-سینما روز
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1030&Itemid=56
سینما روز _ علي وزيني: خروس جنگي بدون شك يكي از موفق ترين كمدي هاي خانوادگي در بين فيلم هاي كمدي اخير مي باشد. اين فيلم توانسته كمي از فيلمفارسي دور شود و در بين فيلم هاي كمدي اخير همچون «دلداده» و «چارچنگولي» يك سر و گردن بالاتر باشد. اين فيلم نه به ارزش هاي اسلامي و ملي توهين كرده است و نه از لحظ كيفي و ساختاري به سرنوشت فيلمفارسي ها دچار شده.
در اولين سكانس هاي فيلم مي بينيم كه پسر بچه از خواب بيدار مي شود و سراغ خرس خود را از «مريلا زارعي» مي گيرد و «مريلا زارعي» هم در جواب مي گويد: «باز از خواب بيدار شدي و سرشماري باغ وحش شروع شد؟». بعد مي بينيم كه خرس بچه در زير پتوي روي تخت كنار «رضا عطاران» خوابيده و «عطاران» آن را محكم گرفته است.در همان ابتداي فيلم به خوبي نشان داده مي شود كه «رضا عطاران» و «مريلا زارعي» با يكديگر قهر كرده اند و اتاق هاي خود را از هم جدا كرده اند و همسر «عطاران» روي مبل مي خوابد و اين نكته توسط دختر كوچك خانواده تذكر داده مي شود تا همه متوجه شويم پدر و مادر با يكديگر قهر هستند.
«عطاران» مدير يك تالار مي باشد و بعضاً در مجالس به اجرا و طنز پردازي مي پردازد و از زن ها بد مي گويد و اين اولين سكانس هاي فيلم است. همين بذله گويي هاي «عطاران»،باعث شده كه «مريلا زارعي» را به اين فكر وادارد كه «عطاران» فردي است كه تمام كار و زندگي اش جك گفتن در تالار است و كار سخت ديگري را انجام نمي دهد. از آن طرف هم خانم خانواده هر روز صبح به بچه ها مي رسد، صبحانه را آماده مي كند، و دخترش را به مدرسه مي رساند و قرص هاي پدر شوهرش را مي دهد و به كار هاي خانه مي رسد و ناهار را هم آماده مي كند و به موقع دخترش را از مدرسه بر مي گرداند.
«عطاران» در رستواران خود با مشكلي مواجه شده و بدهكار است و مهلت هم به پايان رسيده و طلبكار به رستوران آمده تا پولش را پس بگيريد و حوادثي كه به علت نام طلبكار براي «عطاران» به بار مي آورد دستمايه طنز و سوءتفاهم همسرش نسبت به خود مي شود كه البته برطرف مي شوند.
از صحنه هاي طنز و كمدي فيلم مثال هاي جالب و متعددي را مي توان نام برد و به آنها پرداخت صحنه هايي كه زياد كليشه نشده اند و براي مخاطب تازگي دارد؛ همچون صحنه آشپزي رضا عطاران در خانه و ريختن نمك در غذا و اصلاح اشتباه توسط آشپز تلويزيوني و يا صحنه اي كه كانال تلويزيون توسط «احمد پورمخبر» عوض مي شود و «عطاران» غذايش را اشتباه درست مي كند و يا آنجا که «پورمخبر» آن غذاي حال بهم زن را مي خورد و از همه ي آنها جالب تر كه مورد علاقه نگارنده نيز مي باشد صحنه هاي متعدد مربوط به كتك زدن و لگدپرتاپ كردن «عطاران» به فرزند پسر خود كه او را به طرز بسيار وحشتناكي در حين انجام بازي و تلفن صحبت كردن و بيدار شدن مي زند. علاوه بر آنها اختلاف سليقه آن دختر و پسر كه گرايش هاي مذهبي متفاوتي دارند در طول فيلم به عنوان چاشني استفاده شده است.
از اين بجث كه خارج شويم بازي بازيگران معروفي چون «عطاران» و «پورمخبر» و «زارعي» نيز كم حائز اهميت نيست كه بعنوان مثال اگر شخصي ديگري جز «عطاران» در اين نقش حضور مي يافت بعيد بود بتواند به اين خوبي از عهده آن برآيد. «رضا عطاران» كه سابقه بازي در نقش هاي كمدي متفاوتي را دارد بسيار و خوبي از عهده نقش برآمده و در «خروس جنگي» بازهم شاهد همان حيله گري هاي ثابتش در نقش هايش هستيم كه بعنوان مثال استخدام يك خدمتكار براي تهيه غذا و تميزي خانه كه آن را به اسم خود تمام كند،اشاره مي كنيم.
«مريلا زارعي» را براي اين نقش نمي پسندم اما بايد اين نكته را درباره او دانست كه اين هنرمند بزرگ و توانمند داراي دو قابليت متفاوت در نقش هايش هست كه نوع درجه يك آن را كه پيشتر در «درباره الي» ديده ايم مي پسندم و نوع درجه دو آن همان نقش هاي روتينش در فيلمهاي همچون «خروس جنگي» و «نصف مال من،نصف مال تو» مي باشد كه بايد هرچه سريعتر از آنها دوري كند و به روزهاي خوش و پر موفقيت خود در فيلمهاي «تهمينه ميلاني» همچون «دو زن» و «واكنش پنجم» و فيلمهاي كيميايي چون «سربازهاي جمعه» برگردد. «مريلا زارعي» در يك و دو صحنه بسيار قوي تر در نقش حاضر مي شود كه يكي از آنها همان جايي است كه با تلفن صحبت مي كند و به دوستش مي گويد: «انگار به جنگ مرد ها مي روم» ما را به ياد فيلم «واكنش پنجم» مي اندازد و يا آنجا كه مي گويد «پيش بسوي تغيير». همچنين در اين نقش مي توانست به جاي «زارعي» از «ليلا اوتادي» استفاده نمود.
«احمد پورمخبر» هم كه همه جا شريني و تازگي براي مخاطبان خود دارد اين بار با كاشف خود «عطاران» بسيار تكميل تر بازي كرده و نظر مخاطب را به خود جلب كرده است و بازي پسر كوچك خانواده نيز قابل تحسين است.
فيلم از ديگر لحظ ديگر نيز قابل تحسين است كه از جمله آن مي توان به تيتراژ ياياني فيلم و آهنگي با صداي «رضا عطاران» اشاره نمود كه بار ديگر توانايي «عطاران» را در اجراي موسيقي به رخ مي كشد.
منبع : سینما روز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:18 توسط گل جوان
مراسم خوبی بود پنج هزار نفر اومده بودند
این عکس هم مال امروزه که از سمت چپ به راست اولی رو نمی شناسم دومی حاجی بایی وزیر احتمالی آموزش پرورشه سومی امام جمعه محبوب شهر همدان حاج آقا محمدی چهارمی حاج امیر خجسته و آخری هم افتخاری مدیر کل تربیت بدنی همدان هستند.
راستی امروز پاس همدان بازی رو برد حیف باشه

تماس فرت
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:26 توسط گل جوان







