سینما روز _ علی وزینی: آخرین قسمت سریال مسافران امشب ساعت 22:30 از شبکه
سوم سیما با بازی نیکی نصیریان پخش خواهد شد.
به گزارش سینما روز، نیکی نصیریان پیش از این در سریال های «بزنگاه»، «خسته دلان» و «سرزمین کهن» و
فیلم های سینمایی «تهران,طهران»، «لانه»، «بی ستاره» و «باغ قرمز» به ایفای نقش
پرداخته است.
این بازیگر 6 ساله متولد 20 مرداد 1382 در شهر تهران می باشد.
گفت و گوی اختصاصی با کارگردان پورنگ و شادونه و شبح سیاه
درباره سینمای کودک خیال پردازی می کنیم
سینما روز _ علی وزینی: احمد درویش علی پور کارگردان سینمای کودک و برنامه های تلویزیونی زیادی است که از مهمترین آن ها می توان به «شادونه و شبح سیاه»، «فوق برنامه عمو پورنگ»، «باغ شادونه»، «شب بخیر بچه ها»، «آژیر»، «مادرانه» و ... است. فیلم «شادونه و شبح سیاه» وی در بیست و دومین جشنواره فیلم کودک و فیلم رشد مورد توجه و استقبال فراوانی قرار گرفت.
علی پور در خصوص اکران فیلم «شادونه و شبح سیاه» در سینماها گفت هنوز اتفاق خاصی برای فیلم نیافتاده است اما با توجه به رایزنی هایی که انجام داده ایم و تغیرات به وجود آمده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعد از دولت دهم به اکران آن امیدوار شده ایم و یکی از دلایلی که این فیلم از تلویزیون پخش نگردیده، بحث اکران آن است که منتظریم اکران آن به قطعیت برسد و بعد آن را در تلویزیون نمایش دهیم تا امتیاز اکران آن از دست نرود. همچنین قصد حضور فیلم را در جشنواره فیلم فجر نداریم.
وی در خصوص ساخت قسمت دوم این فیلم گفت: قصد ساخت «شادونه و شبح سیاه 2» را نیز داشتیم اما با توجه به تغییرات بوجود آمده در تلویزیون و احداث شبکه کودک و حضور من در برنامه پورنگ به عنوان کارگردان هنری و همچنین اجرای خانم ملیکا زارعی (خاله شادونه) در برنامه زنده تلویزیونی شبکه دو تحت عنوان صبح بخیر بچه ها، تیم کاری از هم جدا شدند و باعث شد ساخت سری دوم آن فعلا منتفی گردد.
این کارگردان با انتقاد از محدود بودن امکانات سینمای کودک و کار تلویزیونی برای کودک و نوجوان گفت: متاسفانه ما در گفت و گوهای خود درباره سینمای کودک خیال پردازی می کنیم اما در واقعیت چیز دیگری است.نباید به شعار ها و مصاحبه های زیبا توجه کنیم زیرا واقعیت چیز دیگری است. هم. وقتی به جشنواره کودک و نوجوان نگاه می کنیم می بینیم فیلم های بخش خصوصی کم هستند و دلیل آن نبود امنیت اکران و بحت برگشت سرمایه است. در بخش دولتی هم شاهد آن هستیم که فیلم هایی تحت نام و اسم کودک وارد جشنواره می شوند که اصلا ربطی به سینمای کودک ندارند. در بخش تلویزیون نیز مشکلات فراوانی وجود دارد، اکنون اگر بهترین برنامه های تلویزیونی را نیز نگاه کنیم متوجه وجود داشتن مشکلات فراوان این حوزه در خصوص تهیه امکانات، استادیو و غیره و غیره خواهیم بود.
علی پور در خصوص برنامه جدید عمو پورنگ تحت نام «فوق برنامه» گفت: از سال 81 که برنامه عموپورنگ شروع گردید هر ساله شاهد تغییراتی در روند اجرا و شکل برنامه بوده ایم. امسال نیز که بنده به عنوان کارگردان هنری برنامه هستم تغییرات اساسی را اعمال کردیم و کلاسی را با حضور بچه ها تشکیل داده ایم و برای تنوع و گرمی برنامه حضور کودکان نیز داشتیم. همچنین تصمیم بر آن شد برای شبیه تر شدن کار به کلاس درس از دو نفر دیگر در کنار امیر محمد متقیان داشته باشیم.
کارگردان هنری برنامه پورنگ در خصوص انتخاب این دو نفر گفت: متین حیدری نیا را در کار «باغ شادونه» ام می شناختم و از کارهای تلویزیونی اش راضی بوده ام. همچنین سریال «مدرسه ما» و فیلم «یک وجب از آسمان» سهند جاهدی دیده بودم و ما به دنبال دو نفر با تجربه بودیم که از پس کار برآید که خوشبختانه این دو جواب دادند. همچنین دو نفر دیگر نیز در برنامه حضور داشتند که نقششان به دلیل تراکم و پراکندگی دیالوگ ها حذف شد و دلیل دیگر آن که تیم سه نفره متین و سهند و امیر محمد بهتر جواب دادند و هماهنگ تر بودند که نهایتاً باعث شد به این سه نفر برسیم. البته با وجود اینکه برای این دو نفر متن می نویسیم اما نخواستیم شخصیت دیگری داشته باشند وسعی بر این کردیم که شخصیت واقعی خود را بازی کنند و با اسم واقعی خودشان حضور یابند.
وی در پایان با رد انتقادها مبنی بر اعمال تفاوت و فرق میان این سه مجری نوجوان گفت: از لحاظ کمی تمام تلاش خود را بر این داشته ایم که متون عادلانه بین آنها باشد و عدالت را برقرار کرده ایم اما از لحاظ کیفی واقعیتی که وجود دارد و قابل انکار این است که امیر محمد متقیان سابقه همکاری چهار ساله با داریوش فرضایی داشته و توانایی ها و استعداد فراوانی در این زمینه دارد.
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 14:41 نویسنده:گل جوان
بازگشت بچه ها گل آقا بعد از پنجاه و پنج میلیون ثانیه

![]()
54432000 ثانیه از نبود بچه ها...گل آقا رو صبر کردم
اولين هفتهنامه طنز بچههاي ايران پس از حدود 21 ماه توقف انتشار به دليل وجود مشكلات مالي و عدم وجود حمايتهاي لازم، به صورت فصلنامه منتشر شد. هفتهنامه بچهها...گلآقا در سال 1378 به صاحب امتيازي و مدير مسؤولي كيومرث صابري و سردبيري پوپك صابري منتشر شد و در زمان انتشارش تا سال 1387 توانست علاوه بر تربيت نسل جديدي از طنزنويسان و كاريكاتوريستهاي جوان، از جمله نشريات پر تیراژ كودك و نوجوان باشد.
در اولين شماره فصلنامه بچه ها...گلآقا علاوه بر مطالب طنز و كاريكاتور جذاب و خواندني بخشهاي علمي، سينمايي، ورزشي، سرگرمي و بازي، شعر، داستان طنز، آثار همكاران افتخاري و بخش ويژه يادبود مهدي آذريزدي(شامل يادداشتهايي به قلم نويسندگان و شاعران مطرح ادبيات كودك و نوجوان) براي علاقهمندان به طنز و كاريكاتور گردآوري شده كه از اين هفته در دكههاي مطبوعاتي سراسر كشور در اختيار علاقهمندان قرار میگیرد.
تحريريه بچهها...گلآقا، تفاوت محتواي اين فصلنامه 68 صفحهاي با هفتهنامههاي بچهها گلآقا را در سفارش و انتخاب مطالب طنز و كاريكاتور با توجه به موضوعات كلي كه بچهها به آنها علاقه دارند و امکان مطالعه این آثار در طول فصل یا حتی سال، دانستند و ابراز اميدواري كردند تا رسيدن به شرايط انتشار مجدد بچهها...گلآقا به صورت هفتهنامه، تجربه انتشار فصلنامه طنز و كاريكاتور براي مخاطبان نوجوان هم مورد استقبال طنز دوستان قرار بگيرد.
البته همكاران گلآقا همچنان اعتقاد دارند در فضاي فرهنگي و سياسي كه اين روزها بر جامعه حاكم است امكان انجام فعاليتهاي اساسي طنز و كاريكاتور سياسي وجود ندارد ولي حساب بچهها را از تمام این اتفاقها جدا می دانند و معتقدند در هر شرایطی شادی حق بچه هاست و نباید آنها را درگیر مشکلات، گرفتاریها و گاهی هم بیتدبیریهای بزرگترهایشان کرد و ریشه های فرهنگی تازه پا گرفته شان را سوزاند. به امید روزی که بتوان حق بچه ها را در فضایی آرام و به دوراز تنش های سیاسی ادا کرد.
صفحه "بچه ها من هم بازی" را که شروع کرد، شرط گذاشت که شیطنت دارد و کمی بیتربيتی دارد و برای بچه ها پاستوریزه نمینویسد. ما هم همین را میخواستیم. با بچههای "کلاس آقای طاهریش" خندیدیم و گریستیم. با "غول چراغ جادو و بچه بدش" زندگی کردیم و نمیدانستیم روز فراق نزدیک است. نویسنده کودکیهایمان، معلم مهربانمان، شنونده درددلهایمان میرود و در این روزهای سخت که فرهنگ و کتاب و کودک و نقد و طنز بهایی ندارد ما را تنها میگذارد.
فکر و اجبار تعطیلی "بچهها...گلآقا"
زمان سختی بود برایم. اما بعد از نامههای بچهها که با ناباوری مجلهای
را که مال خودشان میدانستند از دست داده بودند؛ سخت ترین لحظه زمان مشورت
با احترامی و صلاحی
بود. دو عزیزی که وقتی به موسسه میآمدند اول به بخش بچهها میآمدند تا
مجله جدید را بگیرند، بچه ها را تشویق کنند، مطالبشان را به شماره بعد
برسانند بعد بروند تحریریه گلآقا. تنها زمانی که اخم آنها را دیدم آن
زمان بود.
سخن آخر را باشما میگویم:
آقای احترامی
جای شما، صلاحی، پدرم گلآقا
و... خالی است، دلم برایتان تنگ شده. اما باور کنید این روزها حال ما خوب
نیست. شما هم بودید باور ندارم حال خوشی داشتید. این روزها فرهنگ، کتاب،
کودک، نقد، طنز بهایی ندارد. آشفته بازاری است. این روزها تصوری ندارم اگر
بودید چه حالی داشتید.
«گلنسا»
[ از گل آقا چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:27 نویسنده:گل جوان
ماهایا پطروسیان پیگیر جدی مصاحبه ام بود و منو شناخت
همون موقع که دیدمش رفتم واسه. قرار شد باهم بریم سینما و فیلمشو ببینیم. یکم تعجب کرد که یک خبرنگار واسش فیلم طرف مصاحبه مهم باشه-حداقل اینکه نه به سنم می خورد و نه به همدانی بودنم-وقتی مصاحبه می کردم با رکورد صداشو ضبط می کردم وقتی خواستم مصاحبشو پیاده کنم رکوردم سوخته بود به روی خودم نیاوردم و بهش نگفتم ـآخه چند روزی همدیگرو هر روز به اجبار می دیدیم ـآخر خودش ازم پرسید مصاحبه چی شد گفتم بزودی- رفت تهران گفتم اینم مصاحبه و مصاحبه رو هرچی یادم بود نوشته بودم.اینقدر خانم محترمی بود که به روم نیاورد و فقط گفت فقط 10 درصدش حرفای من بود. گفت بهدا بهت زنگ می زنم . بعدا بهم زنگ زد از خونشون و نیم ساعت دوباره با من مصاحبه کرد و اصلاح کرد و بعد نوشتم و براش فرستادم. گفت خوب شده بود.الانم هروقت واسه فیلمش جایزه می بره یکی از پیامکهای تبریکش مال منه.خیلی فیلمشو دوست دارم.یه روز قشنگ برفی رو ...
سر قرار مصاحبه دیر اومد خیلی هم دیر اومد و کلی عذرخواهی.اما پیام رو من فرستادم بره واسمون کیک بخره بخوریم چون ماه رمضون بود و ما منتظر خانم بودیم و اذان هم داده بودن و ما گرسنه و قتی بهناز جعفری اومد گفتم دوست الان میاد و رکود پیش اونه یکم صبر کنید. خندید و گفت رفته اسه افطار ... پیام اومد و مصاحبه رو انجام دادبم.عجله داشتو می خواست بره تهران. اما مصاحبه رو با ما انجام داد در هتل اما وسط مصاحبه ارازل وسط مصاحبه مون می پریدند مثل ....
اندیشه فولادوند و دردسرهای خودکار قدیمی اش
![]()
از آن خانم هایی که بسیار خونگرم است و البته خیلی گزیده کار . سخت انتخاب می کندو سخت هرچیزی را قبول می کند که در کل قایب قبول است. روزی که برای مصاحبه پیشش رفتیم اول قبول نکرد اما وقتی من و پیام رو دید قبول کرد. استدلالش هم این بود که ما جوانیم. و البته برای عکس گرفتن هم خیلی وسواس به رج دادو این شد نتیجه عکس رضا عباسی از اندیشه خانم.جدا از بازیگریش عاشق کتاب شعرش شدم. خودکار من قدیمی است گاهی نمی نویسد
ملیکا زارعی وقتی سوال همیشگی ام را شنید منو شناخت و خندید
به واسطه جشنواره کودک میاد همدان. اولین سالی که اومد ازش پرسیدم نظرتو راجع به جشنواره امسال بگو و بگو چه نمره ای میدی. گفت بمونه سال بعد ازم بپرس.امسال ازش تا پرسیدم شناخت و خندید گفت پارسال خوب، گفتم امسال چی؟ دوباره گفت بمونه واسه سال بعد.
حالا منتظر سال بعدم تا ازش بپرس نمره امسال جشنواره رو؟
محسن تنابنده هم از جیک و پوک همدانی ها خبر داشت و گفت این خانم دروغ میگه
یک روزنامه بهش نشون دادم که تیترش نظر یک بازیگر خانم سینما بود درباره یک موضوعی. بهم گفت این دروغ میگه . از این پولا نمیده.
تنابنده از اختلاف دیرینه مردم همدان و ملایر آگاه بود
پیگیر تیم پاس همدان و علیزضا منصوریان مربی اسبق پاس
و البته یک استقلالی
حداقل در ملایر انتظار نداشت ازش سوال تخصصی بپرسم
مثلا اومده شهرش ملایر. هرکی ازش می خواست مصاحبه قبول می کرد. تمامی خبرنگارها هم خبرنگاران بومی بودند و یکسری سولات روتین و ثابت از قبل نوشته شده می پرسیدن
اما من مصاحبه ام درباره فیلم کوتاه بود فکر کنم براش تعجب آور بود اینکه این جا ازش از این سولات می پرسن .وقتی گفتم از ماهنامه فیلم کوتاه شاخ درآورد.
آخه این چند روزه فقط درباره شیره ملایر ازش سوال می پرسیدن و چه فیلم هایی بازی کرده
متن کامل گفت و گو های من با افرا د زیر را این جا بخوانید و روی آنها کلیک کنید:
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «ماهایا پطروسیان» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «بهناز جعفری» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «محسن تنابنده» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «اندیشه فولادوند» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «آزیتا حاجیان» در سایت سینماروز
گفت و گوی اختصاصی علی وزینی با «خاله شادونه» در سایت سینماروز
[ از گل جوان چه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:14 نویسنده:گل جوان





