سينما:
- بهترين فيلم:
1- بی خود و بی جهت (عبدالرضا کاهانی)
2- بوسیدن روی ماه (همایون اسعدیان)
3- ضدگلوله (مصطفی کیایی)
- بهترين کارگردان:
1- عبدالرضا کاهانی (بی خود و بی جهت)
2- انتهای خیابان هشتم (علیرضا امینی)
3- مانی حقیقی (پذیرایی ساده)
- بهترين فيلمنامه:
1- بی خود و بی جهت (کاهانی)
2- بوسیدن روی ماه ()
3- زندگی خصوصی آقا و خانم میم ()
- بهترين بازيگر مرد اصلی:
1- رضا عطاران (بی خود و بی جهت - خوابم میاد)
2- حمید فرخ نژاد (همبازی - زندگی خصوصی آقا و خانم میم - روزهای زندگی )
3- فرهاد اصلانی (خصوصی)
- بهترین بازیگر مکمل مرد:
1- اکبر عبدی (خوابم میاد)
2- ناصر گیتی جاه (خوابم میاد)
3- مسعود کرامتی (ضد گلوله)
- بهترين بازيگر زن اصلی:
1- نگار جواهریان (بی خود و بی جهت)
2- هنگامه قاضیانی (روزهای زندگی - میگرن)
3- ترانه علیدوستی (پذیرایی ساده)
- بهترین بازیگر مکمل زن:
1- ژاله صامتی (ضد گلوله)
2- پانته آ بهرام (میگرن - بی خود و بی جهت)
3- یکتا ناصر (یکی میخواد بات حرف بزنه)
- انتخاب ويژه:
پنهان - همبازی - بغض - چک - سلام بر فرشتگان
پله آخر و من مادر هستم را ندیدم
تلویزیون:
- بهترين سريال تلويزيوني:
1- زمانه (حسن فتحی)
2- کلاه قرمزی 91 (حمید جبلی - ایرج طهماسب)
3- چک برگشتی (الهام غفوری)
- بهترين كارگردان سريال:
1- حسن فتحی (زمانه)
2- سیروس مقدم (چک برگشتی - دیوار)
3- مهدی کرم پور (یه تیکه زمین)
- بهترين فيلمنامه سريال يا تله فيلم:
1- علیرضا کاظمیپور، سعید جلالی و سعید تشکر (زمانه)
2- مهراب قاسم خانی (دزد و پلیس)
3- محسن کیایی (مهمانان ویژه)
- بهترين بازيگر زن اصلی:
1- شقایق دهقان (دزد و پلیس)
2- پریناز ایزدیار (زمانه)
3- مهراوه شریفی نیا (خداحافظ بچه)
و: الهام پاوه نژاد (یلدا)
- بهترین بازیگر مکمل زن:
1- آشا محرابی (مهمانان ویژه)
2- آیدا فقیه زاده (زمانه)
3- لعیا زنگنه (راستش را بگو)
- بهترين بازيگر مرد اصلی:
1- هومن برق نورد (دزد و پلیس)
2- امیر جعفری (چک برگشتی)
3- هدایت هاشمی (چک برگشتی)
- بهترین بازیگر مرد مکمل:
1- شهرام قاعدی (زمانه)
2- هومن برق نورد (زمانه - چک برگشتی)
3- مهدی فخیم زاده (تکیه بر باد)
و: سامان گوران (شرکت)
- بهترين برنامه تلويزيوني:
1- نود (عادل فردوسی پور)
2- خانمی که شما باشی (آزاده نامداری)
3- پشت صحنه (احسان علیخانی)
و: گفت و گوی تنهایی
- بهترين مجري مرد تلويزيوني:
1- عادل فردوسی پور (نود)
2- فرزاد حسنی (برنامه سال تحویل)
3- احسان علیخانی (ویژه برنامه شب یلدا و پشت صحنه)
و- منصور ضابطیان (رادیو هفت)
- بهترين مجري زن تلويزيوني:
1- آزاده نامداری (خانمی که شما باشی- برنامه سال تحویل)
2-
3- نجمه جودکی (سین مثل سریال - هفت ترانه)
- بهترين خواننده موسیقی تیراژ:
1- محسن چاوشی (لباس نو ویژه برنامه شبکه دو - پشت صحنه)
2- علیرضا قربانی (راستش را بگو)
3- گروه سون (زمانه)
و- علی لهراسبی (خداحافظ بچه)
انتخاب ویژه:
تلویزیون: افتتاح شبکات تخصصی صداو سیما و دیجیتال شدن شبکه ها - باز بخش سریال ها با کیفیت عالی از تلویزیون و شبکه های جدید نمایشی دیجیتال - حضور مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی به عنوان شاهدین یک عقد در برنامه زنده تلویزیونی "ویتامین سه" علی ضیا - برنامه رادیو تابستانه با اجرای فرزاد تابستانی و گفت و گوهای طنازانه او با تازه داماد ها و عروس ها ساعتی قبل از مراسم عروسی شان - همکاری مجدد آزاده نامداری با احسان علیخانی در برنامه "پشت صحنه" به عنوان نویسنده و مشاور - جدال نفس گیر رویانیان با عادل فردوسی پور - کنایه های عادل به فتح اله زاده بر سر شوالیه - حذف ناگهانی و بدون اطلاع رسانی موسیقی دنگ شو سریال دزد و پلیس -
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 2:37 نویسنده:گل جوان
الان بدجوری دلم خواست همین رو ...'

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:30 نویسنده:گل جوان

خُشکم مـــی زند
از این همه سنگینیِ حرف هایت
که چهره ات را خستــه می کنـــد
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:43 نویسنده:گل جوان

غروب خوزستان/ خرمشهر - اهواز
روز دوم سال هزار و سیصد و نود و یک هجری شمسی
عکس: علی وزینی
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:30 نویسنده:گل جوان
تنها چیزی که توی ماشین هنگام سفر به جنوب خیلی می چسبه، قطعاً آهنگ های
محسن چاوشی مخصوصا پرچم سفید و بچه هایِ اهوازهه ... و البته "بازی عوض
شده"ی علیرضا عصار
توی اهواز و آبادان هم خوردنِ آش آبادانیِ "عباس آشی" و سمبوسه و فلافل و جیگر و بستنی رو در کنار میگو و ماهی فراموش نشه!
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:29 نویسنده:گل جوان


جشنواره بیست و پنج کودک امسال در اصفهان برگزار شد و من به سنت هرساله در آن جا بودم
گزارش های تصویری و خبرهای من را ار جشنواره در لینک های زیر ببینید
این گزارش ها شامل حواشی و خبرهای نشست ها و گزارش تصویری از ان ها به همراه گزارش تصویری افتتاحیه و اختتامیه جشنواره است که از 23 الی 27 آبان ماه در اصفهان برگزار شد.
حاشیه نگاری خواندنی سینمافا از جشنواره فیلم کودک
گزارش تصویری سینمافا از افتتاحیه جشنواره فیلم کودک
گزارش تصویری: نشست فیلم جدید نیوشا ضیغمی و گروه فیتیله
توضیح جواد هاشمی درباره دیالوگ های «پ نه پ» !
گزارش تصویری سینمافا از نشست فیلم سیدجواد هاشمی
برگزاری نشست جایگاه قهرمان در سینمای کودک
گزارش تصویری: نشست «شیرتوشیر» با نقد علی معلم
گزارش تصویری سینمافا از نشست فیلم «مادر پاییزی»
توریست و سلام بر فرشتگان فاتحان جشنواره 25 کودک
گزارش تصویری سینمافا از اختتامیه جشنواره فیلم کودک
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 14:14 نویسنده:گل جوان
در ادامه گزارش تصویری من از نمایش زنی از گذشته به کارگردانی محمد عاقبتی را ببنید
نمایش زنی از گذشته به کارگردانی محمد عاقبتی این هفته به اجرای خود پایان میدهد. زنی از گذشته از مردادماه سال جاری در سالن شماره یک تماشاخانه ايرانشهر با حضور بازیگرانی چون پانتهآ بهرام، رامبد جوان، سحر دولتشاهی، سعید چنگیزیان و الهام کردا به روی صحنه رفته است.
متن اين نمايشنامه نوشته «رولند شيمل فنيگ» نويسنده آلماني است كه با ترجمه مهين صدري و جميله اطقيا، اجرا ميشود. در خلاصه داستان اين نمايش آمده است: «رومي وكتلندا پس از 24 سال سراغ عشق دوران جواني خود، فرانك باز ميگردد تا براي هميشه در كنار هم بمانند و ... »


[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:59 نویسنده:گل جوان

مهناز افشار جایی برای نشستن پیدا نمی کند و مثل همیشه می خندد

خانوم شیرزاد یا شقایق دهقان؟! مسئله این است

بگیم ستایش ... !! نمی دونم شاید همون نرگس محمدی بهتر باشه

استاد داریوش مهرجویی. نقطه تمام

بهنوش طباطبایی که هم که تازه با مهدی پاکدل ازدواج کرده. با یک لبخند!
ادامه عکس ها را در این جا ببینید
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 22:4 نویسنده:گل جوان
منتظران مهدی
بهشو !!
حسین را منتظرانش کشتند

عکس هایی از محرم 89 گرفتم، هیچ کدامشان نیازی به شرح و توصیف ندارند،
عکاسی از علم؛ به دلم بیشتر می نشیند؛ به عکس گرفتن از کودکان در محرم و دسته جات هم علاقه ای ندارم و خیلی خیلی کلشیه شده.
در آن بین سوژه ای در کنار یک مجسمه در ارتفاع 5 متری زمین (بالا) توجه ام را جلب کرد اما مکان و زمانش همان روز عاشورا حدود ساعت 11 الی 12 ظهر است.



[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:21 نویسنده:گل جوان
این همون گوشی موبایلی است که کلی باهش خاطره دارم
چند روز دیگه یک سالش میشه

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:59 نویسنده:گل جوان
دلم از بی معرفتی ها گرفته است! این دو عکس از افتتاحیه و اختتامیه است! خوب به دستان خانم نامداری نگاه کنید.

افتتاحیه

اختتامیه
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:40 نویسنده:گل جوان
عکس: علی وزینی
سایت گل آقا دستخوش تغییر شد سری به سایت بزنید و حالش رو ببرید.
http://golagha.ir/news/?ty=2&id=3836
هومن عزیز هم فیلمنامه اش برنده جایزه شده و برای فیلم درباره نیمکت جایزه گرفته
ضمن تبریک به هومن بابت زحمات خودم و پیام هم در ساخت فیلم تشکر می کنم
- تنديس نقرهاي اهدا ميشود به آقاي هومن ذبيحي كارگردان فيلم درباره نيمكت به خاطر سادگي و ايجاز، صداي خوب و انتخاب موضوع اجتماعي از كانون همدان
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 10:53 نویسنده:گل جوان


[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:53 نویسنده:گل جوان
البته خیلی ها میگفتن این شهناز افشار ه!!!

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 0:38 نویسنده:گل جوان
صد سال به این سال ها هم دیدم
هر دو خوب بودند و لطفا مزاحم نشوید بهتر
با بازی باران کوثریٰ حامد بهداد برای فیلم اولی
با بازی علی شادمان کیانیان پرستویی معتدآریا برای فیلم دومی
کیمیا و خاک عباس رافعی هم خوب نبود
راز دشت تاران بجز خود ترانه علیدوستی هیچ چیز مثبتی نداشت
سالن اولش شلوغ بود اما آخرش فقط من و پیام نشسته بودیم و البته با فرزاد حسنی

عکس: علی وزینی-باران کوثری در حال تماشای فیلم لطفا مزاحم نشوید
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 19:23 نویسنده:گل جوان
نشست فیلم آل با بازی مصطفی زمانی و آنا نعمتی

آناهیتا نعمتی- نشست فیلم آل-عکس: علی وزینی
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:16 نویسنده:گل جوان

نمي دونم چرا اين تيتر را انتخاب کردم شايد اين که حسرت اومدن برف در روز 16 دي امسال بر دلم ماند. البته زياد با برف حال نمي کنم و اين گرماي نسبي در زمستان رو ترجيح مي دم . ولي دوست داشتم 16 دي برف بياد که نيومد. حالا هم تشکر برفي خود را از دوستاني که اومدن و روز تولد رو در وبلاگم تبريک گفتند حدود 49 نفر بودند.
قول دادم بيام و تک تک در وبلاگشون تشکر کنم اما فعلا همين جا:
دوستان اينترنتي: پيام خدابنده لو-گل آقا - محمد پورصادقي-شب هاي روسيه- نيلوفر- احسان-مهشاد-کامران
دوستان کانون فيلم دانشگاهمون: سروش - صدرا - امير حسين سمايي-و مهمان هميشگي پيام خدابنده لو
دوستان نزديک همداني: پيام خدابنده لو- هومن ذبيحي - سيد بهنام- حسن افشين - اخبار جديد
دوستان بازيگر سينما : پيام خدابنده لو- هومن ذبيحي- فربد تجويدي-سياوش قاسمي
دوستان خبرنگار: پيام خدابنده لو- آقا مهدي- امير بلوکي - پري سا - استاد علی زراندوز
دوستاني که معلوم نشد از کجاي اينترنت اومدن: پيام خدابنده لو -سيما - سيد جواد اکبري - عليرضا- سروش - مهربوون - فاظمه - مهرشاد دريايي پناه - سعيد 71- اميد زندگي- امير
پیام های اس ام اسی: فامیل هامون- هومن- ماهایا پطروسیان و پیام خدابنده لو
و تشکر مخصوص از کساني که هديه دادند و يا با پيامک تبريک گفتن و يا حضوري و يا تلفني.
این هم از مناجات نامه خواجه عبداله انصاری:
الهي اگر خامم
پخته ام کن و
اگر پخته ام
سوخته ام کن.
شعله ديدم سركشي هاي توام آمد به ياد
سوسن و گل آسماني مجلسي آراستند
روي و موي مجلس آراي توام آمد به ياد
رهی معیری
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 20:53 نویسنده:گل جوان
امروز تصميم گرفتم به سطح شهر برم و از دستجات عزاداري آقا اباعبدالله عکس بگيرم. اين دومين تجربه عکاسي من از محرم بود که اولين تجربه هم مربوط به روز عاشورا بود.
هرسال دلم مي خواست روز سوم به خيابان ها برم و دستجات رو ببينم اما هميشه در ايام تحصيل (دانش آموزي) صبحي بودم و نمي توانستم. اين بار شد اما همراه با راه پيمايي و تجمع مردم متقارن شده بود.
خيلي از دسته ها مثل سايق برنامه نداشتند اما خالي از لطف نبود که در ادامه تقديمتون مي کنم.
هتک حرمت به ساحت آقا امام حسين (ع) هم محکوم مي کنم.


[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 10:56 نویسنده:گل جوان
امروز هرچه به آسمان نگاه کردم، خورشیدی ندیدم، آفتاب هم امروز در سوگ حسین (ع) بود.
انگار آسمان هم دلش می خواست گریه کند.
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 15:20 نویسنده:گل جوان

از شما چه پنهان، این شب یلد ابدجوری حال ما رو گرفت. اول از همه از دست خدا شاکی ام و بعد از از دست بعضی ها! ... امسال شب چله برف نیومد . در عجم خدا دیگه چرا ما رو تحریم کرد . آخه خداجون ما به امید برف و شیره بودیم تا در شب چله بخورمیش چون که پول ما که به انار و هندوانه و ... نمی رسیه!
انار 2500 بود هندوانه 350 . در حال حاضر هم تخمه ژاپنی شده 6500 ، راستی من نمی دونم این چینی ها که همیشه تقلبی اجناس ژاپنی را می زنند پس چرا تخمه چینی نمی کارند و بیرون نمی دهند، اینجوری حداقل تخمه ژاپنی میدین (ساخت) چین را کیلویی 650 می خریدیم.
بعداز شب چله سایت ایسنا زده بود قیمت گردو 25%، انواع تخمه 35%، توت خشک از 6000 به 15000 تومان افزایش قیمت داشته ، میوه که نگو 50% رفته بوده روش!
جالبه که بدونید چند روز قبل از شب یلدا مدیر عمال تعاونی فروشندگان میوه و سبزیجات (حسین مهاجرانی) وعده داده بوده که مردم نگران گرانی افزایش قیمت میوه در شب یلدا نباشند چون مکانیزم تنظیم بازار میوه در طول سال نمی گذاره قیمت بالا بره و دیگر اینکه هم اکنون میوه به وفور در بازارست. بنده می گم حسین جون راست می گی حق با شماست چیزی که زیاده میوه است اصلاً بر منکرش لعنت! ولی ظاهرا این دستیار بنده برادر عماد خان لاکردار رفته و با این پیچ مکانیزم ور رفته و تنظیمشو بهم زده و گرنه مگر گرانی در شب یلدا معنی داره، استغفراله ... نگید این حرفو گرانی چیه دیگه ... نگید سنگ می شید (؟!)
راستی واحد نظارات وبازرسی اصناف هم گفته اگه گرانی دیدید به ما زنگ بزنید تا بلافاصله رسیدگی بشه ؛ والا من که هرچی زنگ زدم کسی گوشی رو برنداشت اگه شما زدید سلام منو هم برسونید. فرداش هم روزنامه جام جم زده بود شگرد جدید مافیا کاهش قیمت ماده مخدر شیشه است. می گم کاش این هندوانه و آجیل و انار هم جزو مواد مخدر بودند تا شاید اینجوری قیمتشو مافیا کاهش می داد. آره مهربان ! این بود داستان شب چله ما . من که خودم چل شدم ، شما رو نمی دونم؟! خدا بهتون رحم کنه (!)
گل جوان
منبع: روزنامه هگمتانه-دی ماه 1387- ستون "پاتو کفش گل آقا"
پاورقی:
* قیمت های فوق مربوط به پارسال است
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 19:52 نویسنده:گل جوان
سینمای پویا-علی وزینی-به سراغ فاطيما بهارمست بازیگر و مجری سالهای پیشین تلویزیون رفتيم وقتي خواستيم باهش مصاحبه كنيم خدايي اش ما كه كم آورديم برای خواندن این مصاحبه و دیدن عکسهای بیشتر به سایت سینمای پویا بروید یا اینجا کلیک کنید.

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:40 نویسنده:گل جوان
وقتی که یک دولت توانمند هست اول دولت باید حمایت کند. نمی توان به بازیگر بگویی تو به فیلم کوتاه تعهد نداری!! چون زندگی اش از این را تامین می شود.

ین مصاحبه رو یک سال پیش انجام دادم
اما حرفهایش اینقدر داغ بود که با یکسال تاخیر هم ارزششو داشت
مخصوصا برای بچه های فیلمساز اونم از نوع کوتاهش و انجمن سینمای جوان و بچه های حوزه هنری
سینما روز _ علی وزینی: برگزاری جشنواره فیلم کوتاه فرصتی بود تا نظرات بازیگر فیلم های کوتاه «آزیتا حاجیان» را در خصوص فیلم های کوتاه بدانیم. حاجیان تا کنون در چند فیلم کوتاه به عنوان بازیگر حضور داشته است و سال گذشته نیز به بهانه برگزاری همزمان این جشنواره در زادگاهش به ملایر رفته بود تا با فیلمسازان جوانان ملایری آشنا شود و آنها بتوانند از نظرات او جویا شوند. همینک فیلم «تاکسی نارنجی» وی در انتظار اکران عمومی است.
تعریف آزیتا حاجیان از فیلم کوتاه چیست؟
فیلم کوتاه همانند زندگی کیفی است و در واقع یک شروع ، یک پایان و یک اوجی دارد و مثل سیری نیست که برای فیلم بلند داستانی درنظر گرفته می شود . فیلم کوتاه باید در کمترین زمان بیشترین ارائه را داشته باشد.
آیا تفاوت فیلم کوتاه و فیلم بلند در زمان فیلم است؟
خیر، فیلم کوتاه از نظر مضمون عمیق تر است و از نظر به کارگیری عوامل و ساخت شاید محدودتر باشد . چون اسمش فیلم کوتاه است ممکن است اصولا سرمایه کمتری برایش در نظر گرفته شود و کمپکت گویی و فشرده گویی در فیلم کوتاه بسیار کار مشکل و سختی است
چرا مردم ایران از فیلم کوتاه استقبال نمی کنند؟
برای اینکه متاسفانه هنوز فرهنگ فیلم کوتاه در ایران جا نیافتاده است .
در کشورهای خارجی چطور؟
ببینید در کشورهای خارجی هم آن جریان و جنبه اقتصادی که پشت یک فیلم بلند است معمولاً پشت فیلم کوتاه نیست و یا به آن خوبی نیست و باید فرهنگ سازی شود . اگر دولت بخواهد باید سرمایه گزاری کند تا فیلم کوتاه جزو فرهنگ مردم بشود چه بسا یک فیلم کوتاه آنقدر یک تاثیر عالی داشته باشد که تعداد زیادی فیلم بلند این تاثیر را نداشته باشد . این فرهنگ سازی جز با کمک دولت امکان پذیر نیست.
چرا هنرپیشه و ستاره ها در فیلم های کوتاه ایفای نقش نمی کنند؟ اصلاً خودتان چی؟
بله من در فیلم کوتاه بازی کردم . فیلمی به نام «نوروز» بود که در جشنواره بین المللی هم جایزه گرفت . فیلم کوتاه «نوبت پنجره ها» و «تپش سایه دوست» هم جزو کارنامه ی فیلمهای کوتاه من هستند.اگر فیلم کوتاه خوب باشد هنوز هم استقبال می کنم . بازیگر زندگی اش از این راه تامین می شود و نمی توان از بازیگر توقع داشت و نباید به او بگوییم تو نسبت به فیلم کوتاه و بازی در آن تعهد نداری.
کارگردانان مطرح چرا دیگر فیلم کوتاه نمی سازند و آن را بعد از مدتی رها می کنند؟
نمی دانم، این سوال برو از آن ها بپرس!! من بی اطلاع هستم.
حالا چقدر دولت در حمایت فیلم کوتاه نقش دارد؟
تا وقتی که یک دولت توانمند هست اول دولت باید حمایت کند بعداً وقتی هنرمندان می بینند حمایتی هست حتما استقبال می کنند و بازیگر هم کمک می کنند.
آینده فیلم کوتاه در کشورمان را چطور می بینید؟
من نمی توانم در این مورد اظهارنظر کنم و من باید به این موضوع اشراف داشته باشم و من چون دقیق شرایط فیلم کوتاه را نمی دانم . من فقط می دانم «سینما تجربی» و «سینمای جوان» فیلم کوتاه می سازند و امکانات در اختیارشان قرار می دهند و برای قضاوت در مورد آینده فیلم کوتاه باید از ریز شرایط مطلع باشم که من نیستم.
پس نمی دانید که وضعیت کدام کشوره در ساخت فیلم کوتاه در جایگاه بهتری واقع است؟
نه ، واقعاً نمی دانم . چون دغدغه ام فیلم کوتاه نبوده که بخواهم مطلع باشم و زیاد در جریان فیلم کوتاه قرارندارم.
حالا برای استقبال مردم از فیلم کوتاه و افزایش بیننده چه کارهایی می توان انجام داد؟
باید مضامین و موضوعات عالی و درجه یک انتخاب کرد و ابتدا بچه های فیلمساز باید تجربیات خود را در یک جریان غیرحرفه ای بدست بیاورند و زمانی که به کمال رسیدند خودشان را نشان بدهند و بگویند که من یک فیلم کوتاه ساختم ونباید فکر کنیم بی تجربه ها فقط فیلم کوتاه می سازند و کیفیت فیلم کوتاه را نباید پائین آورد و باید در کمال فیلم کوتاه خود را ارائه کنند.
نتیجه گیری کلی از صحبت هایتان را بفرمائید:
دولت باید از بچه های فیلم کوتاه ساز حمایت کند تا آنها تمریناتشان را انجام دهند و بعداً بگویند که فیلم کوتاه خوب ساخته اند.
شما ملایری هستید؛ مردم ملایر را چطور مردمی می بینید؟
ملایری ها مردمان بسیار رمانتیکی هستند و کمی باید با واقعیت های زندگی محکم تر برخورد کنند و زود ناامید نشوند . من ملایری ها را خوب می شناسم و هرچند وقت یکبار به ملایر سر می زنم.
زمان انجام این گفت و گو حدود یک سال پیش می باشد.
مصاحبه من با آزیتا حاجیان را در سایت سینماروز بخوانید(کلیک کنید)
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:52 نویسنده:گل جوان
اینجا کلیک کنید (فتوبلاگ شخصی من)


نگار فروزنده و شهره لرستانی
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:30 نویسنده:گل جوان
من و سهند جاهدی-عکس: پیام خدابنده لو

البته به اصرار دوستان از متین و سهند عکسی هم گرفتم که دیدنش خالی از لطف نیست

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:46 نویسنده:گل جوان
در ادامه مراسم بهترین بازیگران مرد و زن به انتخاب مردم معرفی شدند و از آنها توسط مسعود ده نمکی تقدیر بعمل آمد.
رونمایی از فیلمنامه اخراجی های 3 و سخنرانی وزیر ارشاد و بازیگران و تهیه کننده فیلم، اجرای زنده موسیقی توسط چنگیز حبیبیان و روزقبه نعمت الهی و مراسم آتش بازی از دیگر بخش های مراسم بود.
در این مراسم جمعی از هنرمندان همچون دکتر محمد اصفهانی، روزبه نعمت الهی، مجید مظفری، لیلا بلوکات، کامبیز دیرباز، شهره لرستانی، مسعود دهنمکی، محمدرضا شریفینیا، نگار فروزنده، میرطاهر مظلومی، مهراوه شریفینیا، احمد ایراندوست، سیدجواد هاشمی، قاسم زارع، حسام نوابصفوی، فخرالدین صدیق شریف، حبیبالله کاسهساز، رامین پرچمی، تینا پاکروان و محراب رضایی در این مراسم حضور داشتند.
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:49 نویسنده:گل جوان
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز برآن لب نرسيد
از این به بعد مجموعه عکسهای من را در فتووبلاگم به نشانی http://vazini.propicnet.com/
می توانید ببنید همچنین گفتنی است در روز 25 آبان عکسهای من از آرامگاه بوعلی بر روی صفحه اول این سایت قرار گرفته شد که می توانید هم اکنون آن ها را در نشانی http:/www.propicnet.com/ ببنید
از این به بعد عکسهایم در این سایت قرار خواهد گرفت
با تشکر


با خبر شدم ماهایا پطروسیان جایزه بهترین فیلم کوتاه در جشنواره فیلم کوتاه رو در بخش آسیا
گرفته ضمن تبریک مجدد به ایشون
باید بگم عکاسی در شب رو خیلی دوست دارم
با بگراند مشکی

شکوه بوعلی در شب چه آرامشی دارد
دیدنی است
بقیه عکس ها در فتوبلاگ من به نشانی http://vazini.propicnet.com/
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 22:37 نویسنده:گل جوان
به مناسبت برگزاری جشنواره حکمت سینوی در همدان و به پاس احترام به مقام شامخ ابوعلی سینا حکیم نام آور ایرانی چند عکس از آرمگاه بوعلی و تندیس شیخ ابوعلی سینا واستون می گذارم
البته این جشنواره مورد انتقاد روزنامه کیهان واقع شده که در لینک زیر بخوانید:
انتقاد کیهان از جوایز جشنواره ای در همدان
از شیخ الرئیس بیشتر بدانیم ...
شکوه بوعلی در یک شب پائیزی همدان




کلمات کلیدی: Abu Ali ib Sino -شیخ ابوعلی سینا - جشنواره حکمت سینوی - همدان - آرمگاه
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:49 نویسنده:گل جوان
او که در دو وبلاگ قبلی خود تقریبا بیش از یک سال و نیم آپی نرکرده بوده است به تازگی تصمیم گرفته طلسم را بشکند و وبلاگ نویسی را در وبلاگی جدید به نشانی ذیل آغاز نماید.
گل جوان با آرزوی موفقیت برای او امیدوارم است این وبلاگ جدیدش به بی آپی همانند وبلاگ های قبلی اش دچار نشود و روز به روز به آپ هایش افزوده شود.
گفتنی است نام وبلاگش يادداشتهاي پسر سرخوش می باشد
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:8 نویسنده:گل جوان
بررسی جشنواره فیلم کودک و یادداشت داور بین الملل
دو ماه و بیست و سه روز از جشنواره 23 کودک گذشت!

عکس: علی وزینی - اختتامیه بیست و سومین جشنواره کودک - 15 مرداد 88-همدان
دو ماه و بیست و سه روز از جشنواره 23 کودک گذشت!
فیلم «یک و جب از آسمان» به کارگردانی علی وزیریان در حالی اکران شد که نسبت به فیلم های همزمان اکرانش پائین ترین فروش و استقبال مواجه شد و حتی حضور بازیگران کودک معروف آن همچون سهند جاهدی و آرمیتا مرادی نیز نتوانستند فروش خوبی برای فیلم داشنته باشند. فیلم «مسیر عشق» که از کاندیدای دریافت پروانه زرین بهترین بازیگر کودک جشنواره بود چندی پیش از تلویزیون با کیفیتی نه چندان مطلوب به نمایش درآمد و فیلم «همبازی» غلامرضا رمضانی نیز پروانه نمایش گرفت.اما هنوز سرنوشت هیچ یک از فیلم های جشنواره معلوم نیست.
در همان روزهایی که اکبر نبوی دبیر جشنواره کودک شد قول مساعد برای جشنواره و اکران به موقع آنها در پائیز همراه با ایام مدرسه را داد که استعفای ناگهانی وی همه چیز زا بر هم زد و مسعود احمدیان نیز فقط موفق شد جشنواره را در همدان برگزار نماید.
هرچند پوران درخشنده نیز قصد دارد فیلم خوابهای دنباله دار خود را بزودی در پائیز اکران کند اما همانطور که پیش بینی می شود این فیلم همانند فیلم یک وجب از آسمان فقط در تهران و چند شهر بزرگ به نمایش در خواهد آمد.
در این 64 روز سپری شده از جشنواره هنوز محل برگزاری جشنواره معلوم نیست هرچند که وزیر ارشاد در یک مصاحبه خود با ایسنا می گوید هنوز برای جشنواره کودک و محل برگزاری آن تصمیمی نگرفته ایم و در همان روز به خبرنگار ایرنا و فارس برگزاری جشنواره 24 را در همدان خبر می دهد. بدین ترتیب جای طرح سوالاتی را باقی ماند که به راستی آیا همدان میزبان خوبی در این سه دوره برای جشنواره بوده است؟ آیا همدان می تواند میزبان دائمی جشنواره کودک باشد؟ آیا عدم استقبال هنرمندان و سینماگران بزرگ کودک در سه دوره جشنواره به میزبانی همدان مربوط می شود؟ وهزاران آیا و سوالاتی دیگر ...
با این وجود در خود استان همدان هنوز مدیر اجرایی برای جشنواره کودک 24 فعلا در نظر گرفته نشده و در دبیرخانه این جشنواره فعالیتی دیده نمی شود.باید منتظر ماند تا دید مردان سینمایی و فرهنگی کشور چه تصمیمی را برای سرنوشت این جشنواره بین المللی خواهند گرفت.
در خصوص فیلم سازی برای جشنواره 24 تنها فیلمی که خود را از هم اکنون برای جشنواره 24 آماده کرده است فیلم ترانه کوچک من به کارگردانی مسعود کرامتی است که از شهریور تا مهر ماه 88 در روستای یلفان همدان مقابل دوربین یداله صمدی رفت تا با خیال راحت فیلم را به جشنواره برساند و مانند بقیه فیلم ها نباشد که یک ماه به شروع جشنواره یادشان بیاد باید فیلمی بسازند.
ابراهیم فروزش که از کارگردانان سینمای کودک نیز به شمار می رود فعلا ترجیح داد فیلم کودک نسازد و این بار فیلم سنگ اول را کلید زد تا مدتی از سینمای کودک به دور باشد.
باید منتظر ماند و دید در این ایام باقی مانده به شروع جشنواره که هنوز نه محل آن مشخص است و نه زمان چه اتفاقاتی برایش روی خواهد داد.امید است هرچه سریعتر یادی هم از جشنواره بین المللی شود.
سینما روز در همین راستا به سراغ یکی از داوران بین الملل جشنواره در دوره بیست و سوم رفته که در ادامه یادداشت امیر لطفیان که از نویسندگان ماهنامه تخصصی فیلم کوتاه نیز می باشد، را می خوانید:
ایمان لطفیان(داور بین الملل جشنواره23):
میزاک، مغول و چند مشکل دیگر
بیستوسومین جشنوارهی فیلم کودکان ونوجوانان همدان مانند دیگر جشنوارههای ایران به پایان رسید، اما مشکل اینجاست که چرا باید از کلمهی مانند استفاده کنم؟ مگر جشنواره برای کودکان و نوجوانان نیست؟ فکر کنم مسئولین جشنواره نیز از پاسخ به این سوال عاجز باشند وگرنه در جشنوارهیی که کودکان برای تماشای کارتون و فیلم آمدهاند فیلمهایی از قبیل چشم و مغول را در جشنواره حال برای هر بخش و ویژه برنامه انتخاب نمیکردند! وقتی برای داوران خارجی راجعبه این دسته فیلمها که در این دوره و دورههای قبل نمایش دادهاند صحبت کردم باور نمیکردند که جشنواره به خودش این اجازه را بدهد و به خاطر بزرگترها بچهها را نادیده بگیرد. اصلاً چرا راه دور برویم همین میزاک خودمان فیلمی که بزرگترها هم در جشنوارهی فجر و منتقدان با آن مشکل داشتند! حال به صرف اینکه در داستان اشاره شده که بچهیی به خاطر پلیدیهای روی زمین رغبتی به دنیا آمدن ندارد میشود این فیلم را در شاخهی کودکان و نوجوانان قرار داد؟!!!. از مسئول انتخاب هم که سوال میکردیم چرا چنین فیلمهایی را انتخاب کردند؟ میگفتند: زمانهی متفاوتی است و بچههای این نسل همه روشنفکر هستند! براستی این است معنای روشنفکری؟ باور کنید چه بسیار فیلمهایی هست که اگر برای پر شدن و متعدد کردن بخشهای جشنواره بخواهیم میتوانیم سراغ آنها برویم. فیلمهایی بسیار بهتر از میزاک و زادبوم هست که بچهها را خوشفکر بار بیاورد. مگر ماهی بزرگ تیم برتون نبود فیلمی که به بچهها یاد میداد چگونه هدف را جستجو و دنبال کنند، مگر چارلی و کارخانه شکلات سازی نبود که به بچهها اهمیت خانواده را نشان میدهد این همه فیلم هست که همراه با تصاویر شاد و کودکانه این همه پیام و حرف پشتش خوابیده. نگوئید نیست بگوئید نمیخواهیم.
زمانی که برای داوری در جشنواره انتخاب شدم با خوشحالی با خود میگفتم: جشنواره همدان راه خودش را پیدا کرده طی این دو دوره قبل این قدر تجربه کسب کردهاند که سلیقهی بچهها را بشناسند و فیلمهای درست را در هر بخش انتخاب کنند حال چه برای کودک چه دربارهی کودک. اما خیال باطل؛ هیأت انتخاب هنوز در دوران بچههای آسمان فکر میکردند( که ایکاش همان بچههای آسمان را نشان میدادند). بعضی از فیلمها به قدری کسل کننده بودند که حتی بزرگترها هم برای دیدنش رغبت نشان نمیدادند و ما در طی پخش فیلم به فکر فلسفهی چرت زدن بودیم. یکی از داوران خارجی از ما ایرانیها پرسید که فیلمهای ایرانی شبیه فیلمهای عربی هستند؟ ما هم که بهمان بر خورده بود گفتیم: نه! و شروع کردیم تعریف و تمجید از فیلمهای ایرانی،( و باز هم ایکاش) ایکاش تعریف نکرده بودیم دوباره آبرویمان و اصلاً عرق ملیمان خدشه دار شد. خیلی طول کشید تا آنها متوجه کنیم کار یک آماتور بوده و آنها هم میگفتند: که آماتور را نباید در چنین جشنوارهی بینالمللی راه دهند(که راست هم میگفتند)
البته مشکل تنها از خود جشنواره نیست و کارگردانها هم کم لطفی در حق بچهها میکنند. آن قدر درگیر دربارهی کودک شدهاند که دیگر سلیقهی بچهها را فراموش کردهاند و اگر کسی به آنها بگوید که بچهها آن لذتی را که باید از فیلمهای شما نمیبرند باور نمیکنند؛ تا قبل از مراسم اختتامیه با خود میگفتم: یعنی کسی نیست که فقط بچهها برایش مهم باشد نه جایزه؟ اما آقای کرامتی جملهیی را در مراسم اختتامیه گفتند که به قول ما جوانان خیلی با آن حال کردم: من اگر اینجام فقط برای این است که دل حداقل دو سه تا بچه را شاد کنم. هدف اصلی و نهایی جشنواره هم چیزی غیر از این نیست ولی هنوز چرا در مسائل اولیه دچار مشکل هستیم شاید درک آن برای ما سنگین باشد و خیلی زود است تا ما متوجه مشکلات عمده بر سر راه سینمای کودک را بفهمیم. باور کنید خوشحال کردن و شاد کردن کودکان سادهتر از آن است که حتی فکرش را بکنید. فقط کافی است اولین دغدغه کودکان باشند. در چند روز داوری افرادی که با ما مرتبط بودند و هنوز کودکی خود را فراموش نکرده بودند مفرحترین و شادترین لحظات را برای ما فراهم آوردند. کودکی آنها که هنوز زنده است میتوانند برای کودکان فیلم بسازند، تصمیم بگیرند، و اجرا کنند.
با تشکر از : میترا مهتریان(سردبیر ماهنامه فیلم کوتاه) و ایمان لطفیان (داور بین الملل جشنواره23)
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 9:28 نویسنده:گل جوان
همین الان:
عکسهای سینما روز از دومین جشنواره کمدی گل آقا تازه روی سایت گذاشته شد که برای دیدنشون به لینک زیر برودید
امسال هم که خبری از جشنواره گل آقا نشد و ما همچنان ناراحت
چند لحظه پیش:
آلبوم آخ محسن نامجو رو گیر آوردم
این بار گند زده بود
نباید با آیات قرآن شوخی می کرد و به توهین!
خلاصه نامجو رو مثل قبل دوست ندام...
اط قظعه آخرش گلادیاتور ها واقعا بدم اومد - از قطعه پنجش هم خوشم نیومد و نبود اجرا می کرد
فقط سه اش خوب بود با همراهی گل شیفته فراهانی
فقط میگم قبلا نامجو بهتر بود!!!!
جشنواره بين المللي فيلم کودک در همدان ماندگار مي شود -ایرنا


فردا:
درباره نمایشگاه مطبوعات هم باید بگم خیلی دوست داشتم برم که ظاهرا جور نمیشه ولی اگه شد میرم
پس فردا:
حالا کو تا پس فردا
تماس فرت
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:46 نویسنده:گل جوان

گزارش پشت صحنه فیلم، گفت و گو، عکس های اختصاصی از پشت صحنه فیلم و عکس های اختصاصی از فیلم «سنگ اوّل».
سینما روز - علی وزینی: خبر ساخت فیلم جدید ابراهیم فروزش خود به تنهایی می توانست دلیلی برای حضور ما در محل فیلمبرداری و تهیه گزارش باشد، اما تغییر ژانر سینمای فروزش که فیلم های سینمایی اش نشان رنگ و بوی کودک دارد اصرار ما را برای حضور در پشت صحنه دو چندان می کرد. جالبتر آن که این فیلم این بار در شهر ملایر و روستای طائمه کلید می خورد و در کنار بازیگران محلی فیلم که سرشناسترین آن ها مسعود چوبین است، بازیگران حرفه ای چون محسن تنابنده و اندیشه فولادوند، به ایفای نقش می پردازند.
عوامل فیلم که با فروزش همکاری می کنند را می توان به سه دسته مهم تقسیم نمود که دسته اول همان هایی هستند که از یاران همیشگی فروزش محسوب می شوند که از مهمترین آن ها می توان به سید علیرضا سبط احمدی در مقام تهیه کننده، محسن تنابنده در مقام بازیگر و رضا عباسی در مقام عکاس فیلم که همگی در کار قبلی فروزش یعنی زمانی برای دوست داشتن حضور داشته اند، اشاره کرد و دسته دوم را می توان به ملایری الاصل هایی که در تهران ساکنند و هم اکنون در سینما از حرفه ای ها محسوب می شوند و به واسطه محل ساخت فیلم یعنی ملایر با او همکاری می کنند همچون محمود محمد طائمه مدیر تولید «مدیر تولید اخراجی ها1 و آناهیتاو ...» و محمود چوبین از بازیگران سینما و دسته سوم که اولین بار با فروزش همکاری می کنند و یا افراد محلی هستند.
در ادامه گزارش پشت صحنه ما از فیلم و مصاحبه با ابراهیم فروزش کارگردان، سید علیرضا سبط احمدی تهیه کننده، محمود محمد طائمه مدیر تولید را می خوانید و مصاحبه های جداگانه با بازیگران فیلم محسن تنابنده و اندبشه فولادوند را در روز های آتی در سایت می خوانید.این گزارش ها و مصاحبه ها شامل عکس های اختصاصی سینما روز نیز می باشد.
گزارش پشت صحنه:
برای هماهنگی مقدماتی چندبار با فرزوش تماس می گیریم تابالاخره موبایلش را جواب می دهد.با اینکه بد موقع تماس گرفتم از اینکه بخواهیم به پشت صحنه بیاییم مخالفتی نمی کند.شماره مدیر تولید فیلم را می دهد تا آدرس محل فیلمبرداری را از او بگیریم.محمد محمود طائمه نیز از ما استقبال می کند و ما عازم ملایر می شویم.با ماشینش به سراغمان می آید و ما را تا روستای طائمه می رساند کمی دور بود کمی جاده پیچ در پیچ اما بالاخره طابلای قدیمی و کهنه ای که رنگ و رویش هم رفته طائمه را به ما نشان می دهد.حالا موبایلم را که نگاه می کنم دیگر آنتن نمی دهد.با اینکه دکل مخابرات هم دارد ولی امکان استفاده از موبایل وجود ندارد.
روستا با مدرسه و خانه ی بهداشت شروع می شود و کمی نزدیکتر هم محل فیلمبرداری است . همه مشغول کاری هستند فروزش کلاهی را بر سر گذاشته و مشغول کارگردانی است. مردم ده هم دور تا دور محل فیلمبرداری نشسته اند و این چند روزه کارشان همین بوده که می آیند و فیلم را تماشا می کنند.اکثرشان هم جوان ها 15 تا 25 ساله هستند و البته چند بچه کوچک هم دیده می شود.
با یک لیوان چای از ما استقبال می شود و در گوشه ای ایستاده همه چیز را زیر نظر می گیریم. چهارپایه هم برایمان می آورند و این بار نشسته گزارش ها را می نویسیم.
دو سرباز مشغول خرید از یک مغازه هستند که صاحب مغازه پیرمردی است که با دکان کوچکش همه چیز می فروشد. دو سرباز خرید می کنند و در کیسه آنها دو ساقه طلایی هم دیده می شود.این صحنه را چند بار می گیرند تا بالاخره فروزش راضی می شود و حالا باید به سراغ سکانس بعدی برود.
سکانس بعدی هم مربوط به خرید کردن یک خانم روستایی از مغازه است که گرفتن آن خیلی طول می کشد چند بار دیالوگ را دیر می گوید چند بار یادش می رود چه باید می گفته و چند بار هم اشتباه به این طرف و آن طرف نگاه می کند اما هیچکدام فروزش را راضی نمی کند.
در همین حین که از مدیر تولید سراغ اندیشه فولادوند را می گیریم به سراغ یک خانم جوان با عینک دودی بزرگ مشکی می رود و تازه متوجه می شویم این خانمی که از یک ساعت قبل این جا بوده همان فولادوند است.به لباس و گریم فیلم نمی خورد و به نظر می رسد این طور بیرون آمده تا مردم او را نشناسند و یا کمتر سراغش را بگیرند.
مشغول گرفتن مصاحبه را با او می شویم اما مجبوریم هر چند وقت یکبار مصاحبه را به خاطر فیلم قطع کنیم چون فرمان سکوت برای ضبط صادر می شود و باید همه جا ساکت باشد تا فیلم را ضبط کنند.
بعضی از سکانس ها که تکرار می شود خنده مان می گیرد و دوباره همان تکرار می شود.جالب آن جاست که در هیچکدام آنها فروزش و نه هیچ یک از عوامل فیلم عصبانی نمی شوند و فریاد نمی زنند بلکه همان لبخند که از همه خونسرد تر همان فروزش است.با خودم می گویم اگر کارگردان بودم همه را سر برداشت دوم کتک می زدم.خوب شد که کارگردان نشدم.
سه نیمکت یکی چوبی و دو تا پلاستیکی در گوشه ای مصاحبه مان را با فولادوند می گیریم.آنقدر مصاحبه را قطع کردیم که خود به خود 6 تا از سوالات مهمم را از یاد یردم و چند جا هم تمرکزم را از دست می دهم.معمولا جای شلوغ نمی توانم مصاحبه بگیرم و حواسم پرت می شود.به همکارمان پیام خدابنده لو می گویم ، پاسخ می دهد این نوع بهتر است و باید با آن عادت کنی. یک سوال می کنم دوباره بلافاصله سوالم را عوض می کنم و چند جا هم سوتی های بزرگ می دهم و کم مانده بود آخرین سوال از فولادوند را اینگونه بپرسم که «اندیشه به چه می اندیشه؟».
چند بار هم اصلاً یادم می رفت فولادوند چه نقشی در چه فیلمی داشته هم ستاره می شود را دیده بودم و هم سربازهای جمعه که دومی را خیلی قبل پیش دیده بودم و چیزی یادم نمی آمد.
اولین مصاحبه ام را در یک مکان شلوغ و پر تحرک که باید هر چند دقیقه یک بار ساکت شوی و مصاحبه را قطع کنی انجام می دهم و برایم سخت بود اما برای اولین تجربه چندان بد هم نبود.
فولادوند تاکید می کند روی متن و پیاده کردن مصاحبه حساس است و مصاحبه را صرفاً به خاطر جوان بودنمان قبول کرده و البته آشنایی ما با آقای طائمی مدیر تولید فیلم. عکس هم فعلاً نمی اندازد تا بعد از ناهار.
حالا کمی سر فروزش خلوت می شود و کار هم به بعد از ناهار موکول می شود.به سراغش می رویم خودمان را معرفی می کنیم می شناسد و با تعجب می گوید شما که همدانی هستید چرا لهجه همدانی ندارید و همدانی صحبت نمی کنید؟
گفت وگو را پیام خدابنده لو می گیرد و من هم عکاسی ام را می کنم با اینکه خسته است اما ایستاده 10 دقیقه ای گفت و گوی کوتاه را با او انجام می دهیم.اصرار می کند که ناهار را با مهمان باشیم که البته قبول می کنیم و مهمان فیلم و روستای طائمه می شویم.
بعد از ناهار هم محسن تنابنده با گریمی جالب، گیرش می آوریم و با او هم در محل لوکشین قهوه خانه فیلم گفت و گو می گیریم این بار من مصاحبه می کنم و پیام عکس می گیرد.قبل از مصاحبه هم با تنابنده در خصوص باشگاه پاس همدان و نتیجه مساوی استقلال-پرسپلیس و علیرضا منصوریان صحبت می کنیم.پیام همکارم با تنابنده هر دو استقلالی اند و من پرسپلیسی، بهتر بگم دوست دارم استقلال ببازه.تنابنده و پیام برای هم و تیمشان پپسی باز می کنند و من میگم اینطور نیست.دوباره می گوید ظاهرا ملایری ها با همدانی ها اختلاف دارند. فقط تعجب می کنم که این موضوع را تنابنده از کجا می داند.
بعد از ناهار شده و چند عکس از اوکشین و بازیگران محلی فیلم می اندازیم و در روستا قدم می زنیم . روستای خوب با مردمان خوب.طائمی مدیر تولید فیلم این خصلت و خوبی مردم را چند بار تاکید می کند و می گوید مردم همکاری خوبی با ما داشته اند و هنگام فیلمبرداری وقتی می گوییم دوستان سکوت.کل روستا ساکت می شود و ماشین ها خاموش. پیر و مرد زن و بچه کوچک و بزرگ با ما همکاری خوبی داشته اندخدا خیرشان بدهد.
ساعت 3 و نیم شده هنوز موبایلم آنتن نمی دهد.زحمت رساندن ما به ملایر و خارج شدن از روستا را آقای طائمی می کشد.از زحماتش تشکر می کنیم.در ملایر به دنیا آمده و سالهاست که با خانواده اش در تهران زندگی می کنند اما هنوز همان خصلت خونگرمی همشریان را دارد و شهرش را دوست دارد. میزبانی اش حرف نداشت. حالا وارد جاده می شوبم همین حین موبایلم را نگاه می کنم.آنتن می دهد... .
مصاحبه ها:
ابراهیم فروزش: اين فيلم به هيچ وجه فيلم كودك نيست
چرا فيلم در ملاير فيلمبرداري شد؟ با توجه به سابقه فيلمسازي شما در سينماي كودك و فيلمبرداري چند فيلم به مناسبت جشنواره كودك در استان همدان در ماههاي اخير، به نظر ميرسيد فيلم شما هم در اين حوزه باشد.
اين فيلم به هيچ وجه فيلم كودك نيست و ارتباطي با كودك ندارد. ما مانند هر فيلم ديگري دنبال لوكيشن بوديم. اول به قزوين مراجعه كرديم چون به تاكستانهاي قزوين با توجه به موضوع فيلم نياز داشتيم. خوشبختانه مدير فيلم اهل روستاي طائمه ملاير بودند و گفتند آنجا جز مراكز انگور است. اينجا روستاهاي مختلفي را ديديم. طائمه از لحاظ بافت ابنيهاش بسيار مناسب بود كه اگر آنها را پشت سر هم بگذاريم و جاهايي كه ديوارهاي سنگي دارد را كنار هم قرار دهيم، چيز جديدي از لحاظ معماري ارائه ميدهيم. ضمن اينكه تاكستانهاي انگور اينجا بيشتر از قزوين ميتوانست مورد توجه قرار گيرد.
بدون تعارف ميگويم شانس ما بوده كه به اينجا آمدهايم و مردم طائمه بسيار مهربان است و تاكنون كه 15 روز از فيلمبرداري ميگذرد به هر جايي كه رفتيم با استقبال روبرو شديم و بدون اينكه مشكلي داشتهباشيم، نهايت همكاري آنها را ديدهايم. اگر به قصه ما مراجعه كنيد حدود 80 درصد در پيدا كردن لوكيشن موفق بوديم.
چطور شد كه پس از ساخت آثار متعدد از سينماي كودك جدا شديد؟
نه. من به موازات ساخت فيلم كودك، آثار متعدد ويدئويي دارم كه ارتباطي با كودكان ندارد و حتي كفه ترازو به نفع بزرگسال ميچرخيد. مرا به عنوان كارگردان سينماي كودك ميشناسند. متاسفانه وقتي به سينماي كودك ميرسيم توجه چنداني به آن نميشود و با وجود جمعيت فراوان كودكان و نوجواناني كه داريم و آيندهساز ملت هستند.
بازيگران كودك و نوجوان در فيلمهاي شما حضور پر رنگي دارند. به نظر بازيگري آنها غريزي است يا ميشود آنها را به پيشرفت بيشتر رساند؟
بچهها حرفهاي نيستند. نميتوانيم آنها را حرفهاي كنيم چون پس از مدتي به بزرگسال تبديل ميشوند. البته با بچههايي برخورد داشتيم كه قصد دارند بازيگري را ادامه دهند و شيفتگي نسبت به آن دارند و اگر نگاه آنها تنها حوس نباشد، آيندهسازان سينماي ما خواهند بود
محمود محمد طائمه-مدیر تولید: فیلمبرداری حداقل تا اوایل آبان طول می کشد.
محمود محمد طائمه در گفت و گو با خبرنگار سينماروز گفت: در بازبيني از لوكيشنهاي متعدد با فروزش به استان قزوين و شهرستان تاكستان رفتيم و ابتدا آنجا را پسنديدند. ولي چون اينجا هم آمدهبوديم و داستان فيلم در مورد انگور است و ملاير محل كشت انگور است، به اينجا آمديم.
طائمه اضافه کرد که همکاری مردم روستا و ملایر با ما بسیار خوب بوده است.
وي ادامه داد: لوكيشنهاي فيلم متعدد است و از ملاير و اطراف شهر همدان فيلمبرداري داشتيم اما عمده فيلم در روستاي طائمه و علمدار است و همينطور قسمت ديگري در جادههاي اطراف آن فيلمبرداري ميشود.
محمد طائمه افزود: پيشتوليد طولاني مدت نداشتيم و چون فصل را از دست ميداديم اين مرحله تنها 15 روز طول كشيد. البته يك پيش توليد اوليه هم براي پيدا كردن لوكيشن داشتيم. پس از آن سريعا به آمادهسازي لوكيشنها پرداختيم و روز 27 شهريور كار را كليد زديم و قصد داريم طي 30 تا 35 جلسه فيلمبرداري را تمام كنيم.
وي تصريح كرد: با توجه به اينكه فيلمبرداري به صورت اچ دي است زمان و سرعت بيشتري داريم و اگر آب و هوا و شرايط محيطي اذيت نكند، مشكلي نخواهيم داشت و اكنون تنها يكي دو روز از برنامه عقب هستيم كه به خاطر شرايط آب و هوايي است. حدود 40 درصد فيلمبرداري انجام شدهاست.
محمد طائمه در مورد انتخاب بازيگران ملايري بيان داشت: ابراهيم فروزش در سه ديداري كه با هنرمندان ملاير داشت از ميان آنها حدود 20 نفر را براي ايفاي نقشها انتخاب كردند.
عوامل فيلم «سنگ اول» عبارتند از:
نويسنده و كارگردان: ابراهيم فروزش، بر اساس داستان كوتاه «سنگ اول» از كتاب «تنور» هوشنگ مرادي كرماني، مدير فيلمبرداري: فريدون شيردل، صدابردار: مهدي صالح كرماني، طراح صحنه و لباس: محمدهادي فدوي، طراح چهرهپرداز: بيژن محتشمپور، دستيار اول و برنامهريز: مهدي دانشرفتار، مدير توليد: محمود محمد طائمه، تدوين: بهرام دهقاني
بازيگران: محسن طنابنده، انديشه فولادوند، مسعود چوبين و جمعي از بازيگران تئاتر و اهالي روستاي اطراف ملاير
تهيه كننده: عليرضا سبط احمدي، محصول سيما فيلم
گزارش: علی وزینی
مصاحبه:پیام خدابنده لو
عکس های پشت صحنه: علی وزینی – پیام خدابنده لو
عکس های فیلم: عکاسان فیلم؛ آقایان امیر عباسی و محمد صالحی
منبع: سینماروز
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 13:2 نویسنده:گل جوان

سینما روز - پیام خدابنده لو: مسعود كرامتي در جلسه نمايش و نقد و بررسي فيلم «باغهاي كندلوس» در دانشگاه آزاد اسلامي همدان گفت: من تئاتري و ورودي سال 56 دانشكده هنرهاي زيباي تهران بودم و يكي دو كار دانشجويي در كارنامه داشتم. پس از شروع زود كارم در تئاتر، اوضاع آن دچار بحران شد و آغاز انقلاب، باعث شد فضاي آن محدود شود و پس از آن انقلاب فرهنگي اتفاق افتاد.
وي ادامه داد: عرصه كار در تئاتر مجددا در حال فراهم شدن بود. با اين حال دلم نميخواست به عنوان بازيگر يا كارگردان در تئاتر ديده شوم. پس از آن مرحوم اردشير كشاورز به من پيشنهاد كار عروسكي داد. من تعجب كردم و فكر ميكردم اين كار مربوط به دختر بچههاست و با فضايي كه در تئاتر ميشناختم بيگانه بود. اما اصرار كشاورز، مرا به تمرينات كشاند و از فضاي آن خوشم آمد. چرا كه ميشد كل انرژي را به داخل عروسك بريزيم و همه چيز را گردن او بياندازيم و ديدم دنياي غريبي دارد و كار جذابي است.
كرامتي افزود: كاري عروسكي با 5 قصه از مثنوي معنوي در سالن كانون پرورش فكري اجرا كرديم و پشت سر آن، يك كار عروسكي در تلويزيون پيش آمد و حضور در مدرسه موشها، كار در تلويزيون را براي من وسيعتر كرد. همان زمان با ملاقليپور آشنا و با دستياري او در فيلم «افق» وارد سينما شدم. البته قبل از آن، در فيلم دزد عروسكها مشاور بودم.
وي در مورد ورودش به عرصه بازيگري در سينما و تلويزيون تصريح كرد: در مورد بازيگري حداقل در آن دوران، ميل و رغبتي نداشتم. ملاقليپور در فيلم افق، تمرينات بازيگران را به من سپرد و دائما ميگفت كه بايد يك فيلم بازي كني كه برايم شوخي بود. ولي وقتي طرح مجنون را آورد كه هنوز به فيلمنامههم تبديل نشدهبود و يكي از نقشهاي آن را به من پيشنهاد كرد، وسوسه شدم در آن بازي كنم. پس از آن خطاهاي ديگري هم انجام دادم و در فيلمهاي ديگري نيز بازي كردم! اما قصد من اين نبود. در زندگي شرايط به گونهاي پيش ميرود كه ما هم دنبال آن ميرويم.
كرامتي در مورد جديدترين فيلمش «ترانه كوچك من» كه در همدان فيلمبرداري كرده نيز بيان داشت: ترانه كوچك من در حال حاضر خيلي داغ است و نياز به زمان دارم تا اين اتفاق را معنا كنم. فيلمي است كه فيلمبرداري آن پس از ساعت 1 نيمهشب، به اتمام رسيد. ولي جداي از اينكه فيلم چيست و قضاوت آن به عهده ديگران است، اتفاق خوبي در اينجا افتاد و به جرات ميگويم كجايي بسياري از تصاويري كه در اين فيلم خواهيد ديد را 80 درصد مردم همدان هم تشخيص نميدهند. در حالي كه اين لوكيشنها خيلي از شهر همدان دور نيست.
وي ادامه داد: اين تصاوير، براي من كشف غريبي بود و اين فرضيه كه «عجب سرزمين غريبي داريم» در طي اين 1 ماه، بارها و بارها به من ثابت شد.
كرامتي كه در بيست و سومين جشنواره بينالمللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان، به عنوان داور بخش مسابقه سينماي ايران حضور داشت، در پاسخ به سوالي مبني بر انتخاب فيلم «كودك و فرشته» به عنوان اثر برگزيده جشنواره گفت: با مناسب نبودن فضاي جبهه براي بچهها موافقم. با اين حال واقعيت اين است كه در فيلمهاي جشنواره چيزي نداشتيم و نياز به تكرار اين جمله نيست كه «به خدا فيلم نبود». تنها فيلمي كه در حد تعريف نرمان سينما قابل دفاع باشد، «كودك و فرشته» بود و از سر فقر و نداري است كه اين اتفاق ميافتد.
وي افزود: معتقدم «كودك و فرشته» خوشساخت است و فضايي كه ميخواهد را تعريف كرده اما قصه آن دم دستي است و موضوع آن مناسب كودك و نوجوان نيست. البته فيلمهاي ديگري هم در جشنواره بودند كه چيزهاي قابل دفاعي داشتند و هيات داوران تا اندازهاي به آنها توجه كرد.
كرامتي در ادامه در مورد حضورش در فيلم باغهاي كندلوس به كارگرداني ايرج كريمي تصريح كرد: ايرج كريمي را سالها قبل ميشناختم ولي وقتي پيشنهاد بازي در اين فيلم را به من داد تعجب كردم. پرسوناژ نقشم به نظرم خوب نبود و كاراكتر معلق بود و تعريف مشخصي نداشت. اين موضوع را با كريمي مطرح كردم و كاراكتر دچار تغييراتي شد و بر اساس فضايي كه فيلم تعريف ميكرد، ديالوگهاي شخصيت شب به شب نوشته شد كه الان يكي از محوريترين كاراكترهاست كه در نسخه اوليه فيلمنامه اينگونه نبود و جذابيتي براي بازي نداشت. اما چون كريمي و فيلمها و مردهايش را دوست دارم قبول كردم در اين فيلم بازي كنم. در پيش توليد صحبتهاي زيادي با كريمي داشتم تا كاراكتر اوليه به كاراكتر فعلي تبديل شد.
وي با اشاره به وجود مضمون عشق در اين فيلم بيان داشت: به نظرم عشق كليديترين مفهوم براي بحث در مورد فيلم است. چون مضمونش با نگاهي مذهبي به عشق است. مذهبي به آن معنا كه ما زمينيها در آسمان به دنبالش ميگرديم. اشارهاي كه اين فيلم به عشق دارد از منظر دو جوان عاشق و وابسته به هم است. وقتي كاوه ميفهمد آبان قطعا خواهد مرد، تصميم به مرگ ميگيرد كه به نوعي خودكشي است و عشقي است كه قرنها و قرنها در مورد آن ميشنويم.
كرامتي ادامه داد: اين عشق مربوط به بازگشت به زمانه گذشتهاي است كه عشق و پايمردي و ثباتها بر اساس برخي ارزشها، اهميت داشته و آن زمان ما ايدهآليست بوديم. حال در فيلم شاهد هستيم كسي كه شكسپير ميخوانده حالا كاسب و دلال و بساز بفروش شده است. سه كاراكتر فيلم معتقدند متعلق به جمعي بودهاند كه كاوه و آبان هم وجود داشتهاند. اما حالا بمبي در ميان آنها انفجار شده و به شكلي تكه تكه شدند كه همه ارزشها را فراموش كردهاند.
وي افزود: كاوه و آبان نوستالژي اين سه نفر و غربتي هستند كه اينها از دست دادهاند. حالا در اطرافمان افرادي با چنين تعريفهايي از ارزشها زيادند. بايد فكر كنيم چه چيزي را از دست ميدهيم و تبديل به چه ميشويم.
كرامتي در مورد وجود برزخ در فيلم باغهاي كندلوس نيز خاطرنشان كرد: اي كاش ايرج كريمي بو دو خودش صحبت ميكرد! برداشت من اين است كه تمام اين فضاهاست كه فيلم را صاحب يك نگاه فرا زميني و مذهبي ميكند. نگاه جذاب و لطيفي است كه ما شرقيها عاشق آن هستيم و هركسي عرفان را از ديد خودش تعريف ميكند.
وي بيان داشت: در فيلم به اين المانها تاكيد ميشود. علي از جنس جامعهاي است كه در آن زندگي ميكنيم و ارزشهايش مانند ارزشهاي حاكم بر جامعه است. مهمترين ارزش جامعه ما پول است و به همين دليل علي باقي ميماند.
گفتني است اين جلسه به همت كانون فيلم و عكس دانشگاه آزاد اسلامي همدان برگزار و در پايان آن با اهداي لوح و هديهاي توسط الماسی مدیر روابط عمومی دانشگاه و احسان کاوسی مسئول معاونت فرهنگی دانشگاه از مسعود كرامتي تقدير شد و امیر حسین سمایی، میثم حبیبی، زکریا سلیمانی، علی وزینی، الهام صادقیان، شیلا فاتحی، شهرام طالبی، مژگان سعادتمندی، میلاد محمدی، پوپا پیری از مسئولان برگزاری این مراسم بودند.
در پایان توسط الماسی، کرامتی و کاوسی از دانشجویانی که ترم های قبلی با این کانون همکاری داشته بودند، با اهدای جوایز تقدیر شد.
حاشیه ها:
مراسم زودتر از زمان اعلام شده، آغاز گردید.
مسعود کرامتی با نیم ساعت تاخیر وارد سالن شد و هنگامی که وارد شد سالن تاریک بود و فیلم باغ های کندلوس در حال نمایش بود.
عکسهای پشت زمینه (بکگراند) مسعود کرامتی، عکسی از وی در جشنواره 23 فیلم کودک بود که توسط عکاس سینما روز «علی وزینی» گرفته شد و نام وی و سایت سینما روز نیز در پرده نمایش به چشم می خورد. گفتنی است علی وزینی از عکاسان و نویسندگان سایت سینما روز یکی از اعضای کانون فیلم و عکس این دانشگاه است که دو سال است با این کانون همکاری دارد.
نشریه توزیع شده ای این کانون با نام «کانون88» دارای غلط های زیادی بودکه ظاهراً مربوط به برنامه قبلی این کانون بوده است.همچنین این شماره از نشریه مورد استقبال دانشجویان واقع نشد و روی زمین افتاده بود.
محمد حسین شهباززاده مدیر تولید فیلم ترانه کوچک در گفت و گوی کوتاهی با سینما روز گفت: «کاش تبلیغ های این مراسم رنگی چاپ می شد»
مسعود کرامتی در خصوص فیلمش گفت: هنوز داغم و نمی دانم درباره ترانه کوچک من چه بگویم؟ اما ساعت یک و نیم نیمه شب فیلم را تمام کردیم و همه عوامل به تهران برگشتند و من به خاطر شما امروز هم در همدان ماندم.
تعداد عکاسان از خبرنگاران در سالن بیشتر بود.
هومن ذبیحی بازیگر نقش اول فیلم تابستان عزیز به کارگردانی امیر شهاب رضویان نیز در سالن حضور داشت.
همزمان شدن بای پاس همدان با راه آهن باعث شده بود اکثر خبرنگاران خبرگزاری ها در بازی پاس شرکت کنند و علی رغم دعوت از آنها نتوانستند مراسم کرامتی را پوشش دهند.
بازار عکس یادگاری با کرامتی داغ بود.
از حاشیه های جالب مراسم، تقدیر از عوامل کانون فیلم و عک و دانشجویان سابق این کانون بود که تقدیر آنها توسط کرامتی انجام شد.
کرامتی گفت در همدان هیچ چهره و استعداد برای بازیگری را ندیدم.
وی همه دانشجویان را دعوت کرد که از روستای یلفان و پشت سد اکباتان محل فیلمبرداری ترانه کوچک من دیدن نمایند.
موتمن پس از پایان مراسم در جمع خصوصی اعضای کانون فیلم و عکس دانشگاه آزاد همدان حاضر شد و 45 دقیقه با آنها گپ و گفت داشت.
کرامتی حضور بازیگران و کارگردان سینمای ایران را در این جمع فوق العاده دانست و برگزاری ورک شاپ های یک-دو روزه را بی فایده دانست و گفت اگر هم حرکتی می خواهید بکتید، خودتان انجام دهید و نیازی به حضور من نوعی نیست.
مطلب طنزی به قلم علی وزینی با عنوان «اندر کرامات کرامتی» توسط وی به کرامتی تقدیم شد که بیوگرافی مسعود کرامتی را به شرح ذیل آورده بود که با استقبال کرامتی روبرو شد.
عکس ها: علی وزینی
منبع: سینما روز[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 12:59 نویسنده:گل جوان
گفت و گوی اختصاصی من با «بهناز جعفری»
تحصیلات در سینما هیچ تاثیری ندارد!!
سینما روز _ علی وزینی: بهناز جعفری بازیگر 35 ساله سینما، تئاتر و تلویزیون، چندی پیش بازی اش در فیلم «ترانه کوچک من» به کارگردانی «مسعود کرامتی» به پایان رسید و سریال «عبور از پاییز» با بازی وی نیز در ماه رمضان بخش گردید.
بهناز جعفری در سال 1353 در تهران متولد شد و مدرک ليسانس نمايشي خود را از دانشگاه آزاد گرفت و برای اولین بار، در سن بیست سالگی با ايفاي نقش كوتاهي در فيلم «روسري آبي» به كارگرداني «رخشان بني اعتماد» توانست خود را به سینمای ایران معرفی نماید و تا کنون در 18 فیلم بلند سینمایی حضور یافته است. جعفری برای بازی کوتاهش در فیلم "خانه ای روی آب" بهمن فرمان آرا ، از بیستمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن را از آن خود کرد.از دیگر کارهای درخشان او می توان به «آب و آتش»، «نگین»، «چند تار مو» و «تهران ساعت هفت صبح » اشاره کرد که نشان از توانمندی های وی در این عرصه است.
فعالیت های سینمایی وی، بازی در فیلم جدید کرامتی،سریال مناسبتی رمضان،اجرا در برنامه های رادیویی،حضور در ژانر کودک و روز ملی سینما هرکدام به تنهایی می توانست سوژه اصلی مصاحبه ما با این هنرمند توانمند کشورمان باشد که تنها با اشاره ای کوتاه به هرکدام با وی گفت و گویی انجام دادیم:
چطور شد در فیلم «ترانه کوچک من» بازی کردید؟
مثل همه فیلم ها، آقای کرامتی هم با من تماس گرفتند و کار را پذیرفتم.هنگامی که فیلمنامه را خواندم متوجه شدم فیلمنامه دوست داشتنی و لطیفی دارد.در واقع هیچ بحث افلاطونی و عجیب و غریبی نداشت.یک نا کجا آباد دوست داشتنی بود که خیلی خوشحالم کرد و آن را پذیرفتم.
و از اینکه فیلم در همدان بود چه احساسی داشتید؟
این که فیلم در شهرستان باشد و فضایی خارج از فضای تکرایی تهران را داشته باشد برای من خیلی راحت تر است.گاهی وقت ها که در شهرستان قدم مزنم احساساتی که از مردم آن شهر دارم احساسات خیلی متفاوتی است . در همدان هم وقتی یک بار به بازار شهر رفتم احساس امنیت خوبی داشتم مردم راحت و ریلکس و خونگرمی بودند و خیلی کتابی صحبت می کردند و برایم جالب بود.اما ظاهراً غذای خاصی ندارد و فقط تعریف آبگوشت لالجین همدان را شنیدم.لالجین واقعاً شهری خیلی زیبایی بود که با آن روبرو شدم.از لالجین سفال خریدم.واقعاً سرزمین مادها و شهر هگمتانه زیباست.
تجربه دو کار سینمایی در ژانر کودک را داشتید، آیا در همین ژانر فعالیت دیگری را داشته اید؟
کار کودک را قبلاً تجربه کردم اما اینکه سینمایی باشد فقط همین دو کار بوده است.من عاشق کار کودک ام.مدت ها اعلام کرده ام در آن تایمی که جشنواره فیلم و ئتائر کودک در همدان و اصفهان برگزار می شود دنبال کسانی می گردم که مرا به این جشنواره ها وصل کنند و خیلی دوست دارم با بچه ها کار کنم چون احساس می کنم نسبت به بچه ها همانطور که باید توجه شود،توجه نمی شود.من حتی حاضرم در آن ایامی که جشنواره برگزار می گردد فقط بیایم و برای بچه ها داستان بخوانم و نه ادعایی داشته باشم نه داوری و نه هیچ چیز عجیب و غریبی! دوست دارم به سادگی به بچه ها وصل شوم.چون هنوز ما از بچه ها دور و بی بهره ایم و به نظر من چیزهایی که هم اکنون به بچه ها آموخته می شود آنقدر غنی و خوب و کافی نیست.
خب با این همه علاقه و عشق به کودک،چرا سال گذشته در جشنواره فیلم کودک به همدان نرفتید؟ با وجود اینکه فیلم هم داشتید؟
وای... به خدا سر فیلم بودم.آقای فروزش و سبط احمدی بارها از من خواستند که به جشنواره بروم.اینقدر دوست داشتم که حتی حاضر بودم صبح بیایم و شب برگردم اما چون تله فیلم باید زود جمع می شد و به پخش می رسید نرسیدم و نتوانستم در جشنواره حاضر شوم.
در همین فیلم «زمانی برای دوست داشتن» نقش یک معلم دلسوز را داشتید که حاضر می شود به برادر معول شاگردش درس بدهد و به خانه آنها برود. به نظر شما نقشتان کمی غیر باور پذیر نبود؟بازیگران کودک فیلم که زیاد نمی پذیرفتند!
خوشبختانه چون هنگام فیلمبرداری بچه های کودک فیلم به مدرسه می رفتند یکسری چیز ها را با آن ها چک می کردم.مثلاً می پرسیدم وقتی من سر شما جیغ می زنم, معلم واقعی شما چطوری جیغ می زنند؟ و می گفتند نه بیشتر جیغ می زنند و خیلی جدی تر است!تو خیلی مهربان هستی! به همین خاطر فکر می کنم معلمی که آقای فروزش انتخاب کرده بودند معلم ویزه ای بود.معلمی با احساسات رقیق و شجاع بود که نمونه اش را در تهران شلوغ امروزی کمتر پیدا می کنیم. معلمی دلسوز که با این همه دغدغه که در تهران وجود دارد و آدم کمتر به خودش وقت رسیدگی پیدا می کند حالا بخواهد به دیگران هم برسد،نادر است.یه همین خاطر کمی عجیب و غریب و غیرقابل تصور است ولی فکر می کنم حق با شماست.من خودم فیلم را دوبار دیدم و به نظرم در جاهایی کاسه داغ تر از آش شده بودم اما با شناختی که از آقای ابراهیم فروزش داشتم می دانستم که همین چیزی می خواهد و یک معلم دلسوز مهربان می خواهد نه یک معلم ساده.
نظرتان در خصوص بازیگران کودک همین فیلم بگویید؟
«علی شادمان» واقعاً یک پدیده و بسیار موثر است.علی شادمان پسری بود که برای ما کلیه و دمنه می خواند و از این کارهایش شعف زده بودم . آروزی من این است اگر روزی مادر شدم واقعاً خودم را تعطیل کنم و همه زندگی خود را صرف بچه ام نمایم.هر چند ناشدنی است ولی باید کار کرد و از زندگی هم در کنار آن فاصله نگرفت.بهتر بگویم رویایی است اما ایده آل.«محراب رضایی» هم یک پسر بچه فوق العاده باهوش متمرکز بود و خیلی نسبت به علی شادمان که با منطق پیش می رفت و حرفه ای تر شده بود، رهاتر بود و برای بازی راحت تر تحریک می شد و در صحنه ها به اجرا می آمد.کلاً بچه های خیلی خوبی بودند.کار با بچه ها برای هر آدم بزرگی هرچند وقت یکبار لازم است که بتواند از خارها و خاشاکی که به خود گرفته اند هرس شوند.واقعا برای من خیلی تجربه خوبی بود.
بازيگران كودك پس از مدتي كار را رها ميكنند و ديگر ادامه نميدهند و خود شما تجربهاي داشتيد؟
من قبل از دانشگاه پيگير كارهاي تلويزيون و كارتون نبودم اما خودم گريزي به كلاسهاي خانم گلاب آدينه زدم. راه من با يك بچه فرق دارد و بچه هنوز شكل نگرفته و نميتواند خودش را در سينماي بي هويت ما پيدا كند. اگر بچهاي استعداد هم داشته باشد در روند بلوغ تغيير ميكند و آرزوهايش متفاوت خواهد بود. اگر سينماي ما ايمني خاطر را حفظ ميكرد قطعا بستر خوبي بود اما غولهاي سينما هم اين امنيت را ندارند چه برسد به بچههايي كه خوشبختانه پدر و مادرشان آنها را مجبور به حضور در شغل ديگري ميكند.
زماني براي دوست داشتن كار خوبي در حوزه كودك بود. فيلم كرامتي را چطور ارزيابي ميكنيد؟
فيلم كرامتي فيلم سادهاي است و فكر ميكنم تماشاگر خاص دارد و ژانر لطيفي دارد كه مخاطب در آن به آرامش برسد. نميدانم كار او چقدر موفق خواهد بود اما فضاي فيلم، فضاي غريبي است. معتقدم بايد به كار دل داد.
وضعيت كارهاي كودك را چطور ارزيابي ميكنيد؟
بحث كودك چيزي است كه كسي به آن اهميت نميدهد. سني است كه سريع ميگذرد. بچههاي ما هنوز نميدانند فرق ويولون و ويولون سل چيست. مگر اينكه خانوادهاي او را به كلاسي بفرستد. هوش موسيقيايي، به بچه ذهن رياضي فيزيكي ميدهد و ميشود از پايه و بنياد كار را با بچهها به سلامت پيش برد. مشكل آن نگفتني است و اگر من بستر كاري فراهم شود حاضرم فقط براي آنها كتاب بخوانم و اين فكر ميكنم صميمانهترين كاري است كه ميتوانم انجام دهم.
وضعيت سينماي شهرستانها چطور است؟
هنرمندان شهرستاني كمي با تهرانيها فاصله افتادهاند. بايد از هنرمندان بزرگ دعوت كرد تا ورک شاپ هایی را برگزار كنند و رابطه خوبي بين آنها برقرار شود.آنها کمی باید اطلاعات خود را آپدیت کنند تا از تهرانی جا نمانند.هرچند گفتن این ها برای ما شاید آسان باشد،چون من تهران بودم و هیچ گاه در موقعیت آنها قرار نگرفته ام.
ضمن تبریک روز ملی سینما، حالا که نامزدهاي فيلمها براي اسكار معرفي شدند. نظرتان در مورد آنها چيست؟
به نظرم «درباره الي» فيلم بسيار خوبي بود، «بی پولی» و «تردید» را هم ندیدم.
درباره سریال «عبور از پاییز» هم ...
دوست ندارم درباره آن صحبت کنم
چرا؟ چونکه فیلم مخاطب آنچنانی نداشت؟
این کار را به خاطر «مسعود شاهمحمدي» بپذیرفتم چون آقای شاه محمدی با سابقه هستند..ببینید مردم در هنگام افطار پس از خستگی و مشغله روزانه دوست دارند کمی استراحت کنند و چون فیلم های کمدی و طنز را بهتر می پذیرند باید کارها سبک تر باشد و سوژه ها رئال تر.
از آنجایی که خودتان از بازیگران تحصیل کرده سینما هستید، تحصيلات چقدر در بازيگري تاثير دارد؟
انگار هيچ تاثيري ندارد و براي حرفه ما تجربه بهتر است و خيليها هستند كه با تجربه موفقتر اند و مسئله ديگر استعداد و تجربه است. شيوه آموزشي ما اشتباه است و دوره ليسانس را كسي درس ميدهد كه راه رفتن بلد نيست. من خودم اشتباه كردم كه اين حرفه را در دانشگاه خواندم.
سری کامل عکس های «بهناز جعفری» به زودی در گاری عکس سایت سینما روز در اختیار شما عزیزان قرار خواهد گرفت.
عکس ها: هومن ذبیحی- پیام خدابنده لو- علی وزینی
منبع: سینما روز





لینک مصاحبه من با بهناز جعفری: (به همراه عکس):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1507&Itemid=61
لینک گزارش پشت صحنه فیلم+تصویری از فیلم جدید کرامتی در همدان(ترانه کوچک من):
http://www.cinemarooz.com//index.php?option=com_content&task=view&id=1506&Itemid=61
سینما روز _ علی وزینی: اگر انتقال جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان به همدان، هیچ مزیتی را نداشته اما معرفی همدان به عنوان یکی از بهترین ناطق برای فیلمبرداری از بزرگترین فواید آن بوده، بطوری که از این به بعد به جای مناطق تکراری شمال در فیلم ها کمی از دشت ها و سرزمین های سر سبز همدان را خواهیم داد.
امیر شهاب رضویان،علی شاه حاتمی،مسعود کرامتی و ابراهیم فروزش از جمله کسانی هستند که لوکشین فیلم خود را در همدان انتخاب کرده اند که فیلم مسعود کرامتی هم اکنون مشغول فیلبرداری است و فروزش نیز بزودی فیلم خود را در استان همدان کلید می زند.
مسعود کرامتی از برجسته ترین و خوش نام ترین فیلمسازان کودک و نوجوان، پس از 7 دوری از دغدغه اصلی خود، دوباره دست به کار شده و فیلم جدید خود به نام «ترانه کوچک من» را در ژانر کودک در روستای یلفان همدان کلید زده است و این بار از بازیگران و عوامل حرفه ای همچون «مرتضي پورصمدي» مدير فيلمبرداري که همدانی نیز می باشد برای کار خود در نظر گرفته است و موفق شده بازیگرانی که سال ها از سینما دور بوده اند را برای بازی به کار گیرد که از جمله آنها می توان مجید جعفری و تبسم هاشمی حائری اشاره نمود.
خیلی ها سریال «خانه ما» کرامتی را فراموش نکرده اند و این سریال را از بهترین سریال ها می دانند و با جود اینکه چند بار تکرار آن پخش شده همچنان قابلیت پخش مجدد را دارد.
حضور بهناز جعفری که این روزها فعالیتش در ژانر کودک بیشتر به چشم می خورد یکی دیگر از موفقیت های این فیلم به حساب می آید و از طرف دیگر بازیگران کودک حرفه ای همچون حامد زیاران با تجارب زیاد و سپهر مددی که از کودکی در کلاس های بازیگری شرکت کرده است، نقطه عطف دیگری برای فیلم جدید کرامتی است که البته حضور خود کرامتی به عنوان بازیگر فیلم نیز نباید ناگفته بماند.نکته دیگری که در خصوص بازیگران آن به چشم می خورد همگی از تحصیل کرده های سینما با درجات عالی می باشند که جمع کردنشان در یک فیلم فقط از پس استادی همچون مسعود کرامتی بر می آید.
به گفته «مسعود کرامتی» تمامی ساختمان ها و لوکشین های فیلم ساختگی هستند و برای فیلم آماده شده اند که نشان از دقت کافی او برای فیلمش است. محل فیلمبرداری نیز در حوالی روستای یلفان و سد اکباتان همدان است.
و «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد فیلم نیز مصاحبه ای را در خصوص فیلم و عوامل فیلم با سینما روز انجام می دهد و می گوید:
مدير توليد فيلم «ترانه كوچك من» گفت: فيلمبرداري از 15 شهريور ماه در روستاي يلفان شروع شده و اميدواريم بتوانيم آن را تا 15 مهر به پايان برسانيم. البته شرايط آب و هوايي نيز اهميت فراواني دارد تا پايان فيلمبرداري به تاخير نيافتد.
سعيد شهباززاده در گفت و گو با سینما روز تصريح كرد: يكي از لوكيشنهاي ما روستاي يلفان بود و بقيه آن را از زمينهاي اطراف سد انتخاب كرديم و دكور را خودمان نصب كرديم. البته بايد كل فيلم در روستا گرفته ميشد اما بنا به شرايط فيلم ناچار به استفاده از ساير فضاها بوديم.
وي ادامه داد: استانداري همدان شروع خيلي خوبي داشت اما خيلي ما را همراهي نكردند و در ادامه درگير كارهاي خودشان بودند. ما چون كارمان فيلمسازي است عادت كرديم گليممان را خودمان از آب بيرون بكشيم.
شهباززاده افزود: البته در هماهنگي با ادارات سفارشهاي استانداري به ما كمك كرده اما گلههايي داشتيم كه آن را به مسؤول دفتر استانداري اعلام كردهام.
گفتني است كليه سكانسهاي اين فيلم در استان همدان فيلمبرداري ميشود و عوامل فیلم به شرح ذیل می باشند:كارگردان: مسعود كرامتي؛ فيلمنامه: داوود اميريان – بازنويسي: سعيد شاهسواري؛مدير فيلمبرداري: مرتضي پورصمدي؛صدابردار: ناصر شكوهينيا؛طراح صحنه و لباس: فاضل ژيان؛طراح چهرهپردازي: الهام صالحي؛مدير توليد: محمدحسين شهباززاده؛دستيار اول و برنامه ريز: علي سميعي؛بازيگران: مسعود كرامتي، محمود جعفري، بهناز جعفري، تبسم هاشمي؛بازيگران نوجوان: سپهر مددي، حامد زياران و تهيه كننده: سعيد شاهسواري
پس از آن تصمیم می گیریم به پشت صحنه فیلم سری بزنیم و تمامی موارد فوق دست به دست هم می دهند تا دلیلی برای حضور ما را در یک روز گرم تابستانی با زبان روزه زیر آفتاب به جاده های پر پیج و خم حوالی روستای یلفان باشد.
پس از تماس های مکرر با کرامتی و چندین بار اشتباه رفتن مسیر و عبور از دست اندازهای سخت جاده بالاخره محل فیلبرداری را پیدا کردیم و حوالی ساعت یازده صبح رسیدیم اما در کمال ناباوری دیدیم که آخرین پلان فیلم در آن منطقه گرفته شد و عوامل فیلم مشغول جمع کردن وسایل و رفتن به لوکشین دیگری در حوالی سد هستند.
بازیگران این لوکشین هم بچه ها و بهناز جعفری با گریم و لباس محلی بود که ظاهراً آخرین سکانس وی در فیلم بوده است و کار وی پس از پانزده روز در همدان به پایان رسیده است و شبش قصد بازگشت به تهران را دارد.
دقایقی کوتاه گپ و گفتی را «پیام خدابنده لو» با مسعود کرامتی انجام می دهد که در ادامه می خوانید.
ساخته شدن «ترانه كوچك من» در همدان ارتباطي با ميزباني اين استان در جشنواره فيلم كودك دارد و فيلم در راستاي رونق بخشيدن به آن ساخته شده است؟
بله ديگر. در واقع توافقي است بين بنياد سينمايي فارابي و استانداري كه ميخواستند فيلم به جشنواره 23 هم برسد. اما سناريو معضلات زيادي داشت و بازنويسي و تصحيح آن طول كشيد. بازنويسي فيلمنامهاي كه سعيد شاهسواري انجام داده در چند مرحله انجام شده و فيلمنامه فعلي كه من در حال ساخت آن هستم، نهمين ورژن كار است. ما در مرحله پيش توليد فيلم بوديم كه بحث داوري من در جشنواره پيش آمد و بخشي از پيش توليد به پس از جشنواره افتاد.
فيلمنامه را فارابي و استانداري پيشنهاد دادند؟
فارابي فيلمنامهاي نوشته داوود اميريان را داشت كه از من خواست آن را بسازم. من فيلمنامه را خواندم. يكي از پيشنهاد اين بود كه كار در همدان باشد اما آن سناريو ربطي به همدان نداشت. ما يك سفر بازبيني داشتيم و لوكيشن يلفان و سد را پيدا كرديم و سعيد شاهسواري بر اساس لوكيشن و قرارگيري روستا در كنار سد، سناريو را تغيير داد. ضمن آنكه بسياري از سكانسهاي فيلم را در حين فيلمبرداري صحنههاي ديگر پيدا كردم و بخشي از پيشتوليد هنگام فيلمبرداري انجام شد.
خود شما 4 فيلم سينمايي بيشتر نساخته بوديد و فاصله زيادي بين آخرين فيلمتان و اين كار افتاد. دليل اين كمكاري چيست و اگر اين موقعيت پيش نميآمد ممكن بود باز هم تا سالهاي سال فيلم نسازيد؟
ممكن بود نسازم و ممكن بود بسازم. شرايط توليد ما در سينماي ما اين مشكل را دارد و گرفتاريهايي داريم كه توليد دستهاي فيلم خيلي زياد است. فيلمهايي كه من خيلي دوست ندارم و بيشتر فيلمهايي كه ساخته و اكران ميشود همان برنامههاي تلويزيوني با آدمهاي اندازه تلويزيون است و آمدهاند و سينما را هم گرفتهاند. من اينگونه فيلم ساختن را بلد نيستم و دوست هم ندارم ياد بگيرم و درگير آن نميشوم. وقتي به دنبال اين باشي كه كار محبوبت را بسازي در ايران طول ميكشد و ممكن است اين اتفاق هيچگاه نيافتد.
بحثي در سينماي كودك و نوجوان با عنوان درباره كودك و براي كودك وجود دارد. خود شما زماني كه فيلم كودك ميسازيد به موضوع آن توجه داريد يا كودك بودن مخاطب؟
من بيشتر به مضمون و موضوع فكر ميكنم و معمولا هم فيلمهايي كه ساختهام در ذهنم بوده كه موضوعش درباره كودك و متعلق به دنياي كودك باشد. اميدوارم فيلمهايم مخاطب كودك و بزرگسال هم داشته باشد اما در هنگام ساخت فكر نميكنم كه چه كار كنم كه بچهها فيلم را دوست داشته باشند و ذهنم درگير اين است كه فيلم درست از آب در بيايد.
مقايسهاي بين جشنواره اصفهان و همدان انجام دهيد. آيا همدان پتانسيل ميزباني دارد و اصلا تغيير ميزبان صحيح است؟
تغيير ميزبان صحيح نيست و هيچ جاي دنيا جشنوارهاي كه حداقل داعيه بينالمللي بودن دارد، ميزبانش را تغيير نميدهد. بسياري از جشنوارهها با نام شهر ماندهاند مثل كن، ونيز، برلين، لوكارنو و توكيو. اساسا تغيير شهر بد است.
هر شهري ميتواند پتانسيل اجراي جشنواره داشته باشد و مهم برنامهريزي آن است. مگر نه تهران و اصفهان و شيراز فرقي نميكند. جشنواره بايد رونق داشته باشد و معناي خود را پيدا كند و همينطور جذابيت ظاهري آن بسيار مهم است تا آنچه درون آن اتفاق ميافتد براي ميهمانان جذاب باشد. معتقدم اصفهان فيذات داراي اين ويژگي بود و ما هيچ شهري را در ايران نداريم كه از نظر بصري معماري خاص داشته باشد و در واقع به عنوان يك شهر تاريخي، خود را به چشم تماشاگر فرو كند و داراي اين ميزان آثار باستاني باشد. البته همدان هم ميتواند و دليلي براي نفي توانايي آن نيست.
معمولا بازيگران كودك و نوجوان در فيلمهاي شما بسيار خوب است كه از آن جمله ميتوان به بازي ماني نوري در خانه ما و متين عزيز پور در روز كارنامه و كودكانه اشاره كرد و اخيرا هم كه حامد زياران بازي درخشاني در آژانس دوچرخه داشت. به نظر شما بازيگري كودك چه جايگاهي دارد و چرا اكثر آنها پس از مدتي سينما را رها ميكنند.
تعريف بازيگران كودك را بايد از بازيگري جدا كرد. چون بازيگر كودكي كه در چند فيلم ميدرخشد قطعا بازيگر خوبي نخواهد بود. كودك در ارائه عكسالعمل كه از ويژگيهاي بازيگري است غريزي برخورد ميكند و اكثرا بچههايي كه فيلم اول يا دومشان است بهتر بازي ميكنند. چون در فيلمهاي بعدي چيزهاي غلطي مثل ادا و ژست ياد ميگيرند. بكر بودن خيلي مهم است. چون خود كودك جذاب است و خود اوست كه خاص اين نقش است و به چشم مخاطب ميآيد كه خوب بازي ميكند البته كمكش ميكنم تا ادا در نياورد و هرز برود و به همين دليل شايد نسبت به ساير فيلمها بهتر به نظر ميرسد.
نكته ديگر اينكه اساسا وقتي يك بازيگر كودك انتخاب ميكنيم چهره و فيزيك او در دوران بلوغ دچار چنان تغييراتي ميشود كه كلا تصور در مورد او را از بين ميبرد. مگر اينكه آدم خاصي باشد و توانايي بازيگري را به معني واقعي داشته باشد و برخي از بچهها در بزرگسالي بازيگري را ادامه ميدهند اما در مورد اكثر آنها اين اتفاق نميافتد.
اما ماني نوري و متين عزيزپور پيش از فيلم شما چند كار داشتند.
نه! نوري دو كار داشت و عزيزپور هم يك سريال كه آن هم هنوز پخش نشده بود.
در همین لحظه یکی از عوامل کرامتی را صدا می زند و می گوید مینی بوس منتظر شماست که ما هم مجبور می شویم ادامه مصاحبه را به وقتی دیگر و مناسب موکول کنیم .اجازه حضور در لوکشین بعدی را از کرامتی می گیریم که می گوید مسئله ای نیست اما شما را در پشت سد راه نمی دهند و باید برای یک روز دیگر هماهگ کنم که شما را هم راه بدهند.
پشت ماشین عوامل به راه می افتیم و به سد می رسیم و خودمان هماهنگی را انجام می دهیم و به داخل می رویم.
عوامل فیلم در حال آماده کردن محل فیلبرداری هستند و ما همچنان منتظر برداشت! اما ظاهراً کارشان بیشتر از این حرفها طول می کشد و تا ساعت 2 منتظر شروع کار می مانیم.
حامد زیاران در کنار سپهر مددی در حال تمرین دیالوگ ها هستند و کرامتی هم در کنار «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد در حال بررسی و تماشای سد از بالای تاج سد هستند.
مرتضی پورصمدی همدانی هم در گوشه ای روی چهارپایه ای در حال صحبت کردن با دستیار کارگردان است.
خدارا شکر بالاخره کار شروع می شود و اولین سکانس آن هم صحبت بچه های فیلم با یکدیگر است. کرامتی پیش بچه ها می آید و یکسری تذکرات به آنها می دهد.پور صمدی هم دوربین خود را آماده می کند.ناگهان کرامتی بلند بر سر حامد زیاران فریاد می زند و می گوید خودت را قایم نکن و نگاهی به دوربین می اندازد و نگاهی به آسمان.ظاهراً تابش نور خورشید به ابرها باعث شده طیفی از نور روی ابرها شکل بگیرد که توجه کرامتی را جلب می کند و آن صحنه را به بقیه نشان می دهد و از دیدنش ذوق می کند.
اولین برداشت گرفته می شود اما کرامتی راضی نمی شود . دوبار تکرار می شود.دیالوگ سپهر مددی به حامد زیاران این است«کار من اینجا تمام شد،به بابات سلام برسون!» و این بار کرامتی راضی می شود.
حالا باید دوربین به پایین تپه برود و دویدن حامد به دنبال سپهر را از پایین نشان بدهد.کرامتی این بار به حامد می گوید باید پشتت به سپهر باشد و دنبالش بدوی!
اولین برداشت گرفته می شود اما چون حامد زود دیالوگش را گفته باید دوباره ضبط شود و بازهم حامد اشتباه می کند وکرامتی به وی می گوید قبل از رسیدن به سنگ شروع کن.
حامد به سپهر می گوید.آقا سیاوش ... خودت می دونی ...یک دفعه فرشته اند و دفعه بعد هیولا.
این بار کرامتی از حامد راضی می شود و دستی بر صورت حامد می کشد و به او آفرین می گوید.
سکانس 22 اولین پلانش را به این صحنه اختصاص می دهد و در ادامه روند اختلاف پسر بچه (سیاوش) با اهالی روستا را نشان می هد.
در ادامه هم مصاحبه هایی کوتاه با سپهر مددی و حامد زیاران از بازیگران کودک فیلم، در فاصله استراحت کوتاهشان انجام می دهیم.
«سپهر مددي» پيش از اين در مجموعه تلويزيوني «مدرسه ما» به ايفاي نقش پرداخته و از طريق كلاسهاي بازيگري وارد سينما شدهاست.
چطور شد كه در فيلم كرامتي بازي كردي؟
از طريق آموزشگاه معرفي شدم و پس از گذراندن تست بازيگري، براي فيلم انتخاب شدم.
سختيهاي فيلم چطور بود؟
من پيشنهاد را راحت قبول كردم. شايد دوري از خانواده سخت باشد اما مشكل خاصي در كار وجود ندارد. گروه تخصصي براي اين كار انتخاب شدند و همه سوابق زيادي دارند.
به عنوان تجربه اول، تطبيق با اين فضا چگونه بود؟
تنها در بحث وقت مشكل وجود داشته و همه چيز عالي پيش رفتهاست. تنها در بخش ديالوگ مشكلاتي وجود داشت.
كلاسهاي بازيگري تاكنون به نفعت بودهاست؟
بله. چون همه چيز اعم از صدابرداري و فيلمبرداري را به من ياد دادهاست.
وضعيت سينماي كودك ايران چگونه بودهاست؟
نسبت به سينماي بزرگسال آن خيلي بد بوده و بايد كودكان نقشهاي پررنگتري در كار داشتهباشند تا بهتر شود. در جشنوارهها كودكان چندان به حساب نميآيند. سينماي كودك ايران از جهان خيلي عقب است. عمو پورنگ چون از كودكان استفاده كرده توانسته آنها را جذب و رشد كند.
***
حامد تو چی ؟ دوست داری بازيگري را ادامه دهي؟
خيلي راغب نيستم كه آن را جدي پيگيري كنم و بيشتر ميخواهم كارگردان انيميشن شوم
خودت فكر ميكني چه عاملي باعث ميشود كه كسي كه در بازيگري موفق بوده به اين حرفه علاقمند نيست؟
چون از محيطش اصلا خوشم نميآيد. در واقع محيط كار اصلا خوب نيست. اگر كارگردان انيميشن شوم ديگر براي خودم كار ميكنم و زير دست كسي نيستي و خودت همكارانت را انتخاب ميكني. متاسفانه مسائل اخلاقي هم وجود دارد
به سينماي كودك و نوجوان برسيم. خودت را كودك حساب ميكني يا نوجوان؟
نوجوان.
وضعيت سينماي كودك و نوجوان ايران چگونه است؟
انيميشنهايشان نمره زير صفر ميگيرد. چون در اصل در خارج از كشور، وقتي كارتونهاي والت ديسني را نگاه ميكنيم متوجه ميشويم كه كارهاي ما 70 ساله از آنها عقب هستيم و سطح كارهاي ما بسيار ضعيف است
فيلم آژانس دوچرخه پخش شد. بازخوردهاي كار چگونه بود؟
مردم خيلي استقبال كردند. حتي پيرمردها و مسنها و درخواستها به قدري زياد بود كه حدود 5 بار از تلويزيون پخش شد.
پيش بيني خودت از كار دوم با توجه به حضورت در فيلم اول چگونه بود؟
پيشبيني من اين بود كه حداقل فيلمبردار آژانس دوچرخه خيلي بهتر از اين و حتي در حد بچههاي ابري باشد. اما متاسفانه اينگونه نشد.
تفاوت كار مسعود كرامتي و سيدجمال سيدحاتمي چگونه بود؟
انتظار داشتم داستاني كه خواندم به مرحله اجرا برسد. اما بسياري از قسمتها را حذف كردند. مثلا انتظار داشتم پلاني كه دوست من، گوشي مادر را برميدارد تا همه چيز را تقصير صادق بياندازند در فيلم باشد كه متاسفانه حذف شد. من خيلي دوست داشتم اين پلانها را بگيرند كه اگر اينگونه ميشد خيلي به نفع فيلم بود
پس از آژانس دوچرخه وقفه طولاني تا فيلم سوم افتاد. چگونه شد در اين مدت كار زنده انجام دادي؟
پس از آژانس دوچرخه آقاي يوسفي پور از من درخواست كرد در ميني كليپ انسانهاي نخستين بازي كنم. اين كليپ را كه بازي كردم براي يك كار زنده ديگر نيز در برنامه رنگين كمان توسط يوسفيپور دعوت شدم. چون با آقاي جودي هم سر كار بچههاي ابري حضور داشتم، به برنامه كلاهقرمزي هم دعوت شدم و كليپي كه در افتتاحيه جشنواره پخش شد نيز كار جودي بود
پيش آمده كه بخواهند زور بگويند يا داد بزنند؟
داد زدن كه در اين حرفه عادي است. به خصوص آنكه مثلا در آژانس دوچرخه شيطنتهاي زيادي هم داشتيم. در پلان زمين فوتبال ما به دنبال دروازه رفته بودم كه دنبالم ميكردند
اينطور كه قبلاً گفتي همه پيشنهادات را رد كرده بودي!
بله اكثرا را رد كرده بودم.مثل پیشنهاد ابراهیم فروزش برای بازی در فیلم زمانی برای دوست داشتن؛ اما چون از ترانه کوچک من خوشم آمد آن پيشنهاد را قبول كردم و البته قبلا در آژانس دوچرخه با آقای کرامتی آشا شده بودم.
سری کامل عکس های پشت صحنه این فیلم را به زودی در گالری عکس سایت سینما روز ببینید.
گزارش: علی وزینی
مصاحبه ها: پیام خدابنده لو
عکاس ها: علی وزینی-پیام خدابنده لو-هومن ذبیحی
منبع: سینما روز

عکس کرامتی: علی وزینی
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:33 نویسنده:گل جوان
کاش کسی یاد معلمها میداد
اول مهری
شغل پدرها را نپرسند؛
وقتی هنوز احترام به همهی شغلها را
و
افتخار به همهی پدرها را
یاد دانش آموزانشان ندادهاند!*حالا قصهی چشمان یتیمی که نم میخورد،
بماند...
این هم چند تا عکس از خانم جعفری: ادامه عکس ها را در لینک بالا ببینید



این عکس پائینی از مسعود کرامتی رو هم خودم گرفتم که یادم رفت اسممو بنویسم


در ضمن این هم پوستر فیلم که طراحی اش خیلی وقتم

هرگونه تشابه با پوستر هر فیلمی اتفاقی است
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:54 نویسنده:گل جوان
یادداشت آخر :
هیچ وقت برای رفتن به مدرسه دلم نگرفته و از اینکه به مدرسه دیگر نمی روم ناراحت نشدم
اما این بار به خاطر گل آقا
به خاطر روزهایی که بچه ها ... گل آقا را سر کلاس پرورشی و دینی و ریاضی و فارسی می خواندیم
دلم گرفت...
واسه کاریکاتور های وسط مجله
و به خاطر گل آقا که حالا نیست
اون موقع که مدرسه بود هم بچه ها گل آقا بود
هم شادی و هم خنده
و هم گل آقا
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:56 نویسنده:گل جوان
بالاخره تدوین اولین فیلم کوتاه خودم را با عنوان «درباره نیمکت...» رو تمام کردم.
کارگردان همون آقا هومن ذبیحی است
فیلمنامه خوبی دارد که زحماتش پای آقا هومن بوده وگرنه فیلم به اینجا نمی رسید
راستی هرگونه تشابه با فیلم اصفر فرهادی - درباره الی ... - تصادفی است، فکر بد نکنید حتی پوسترش
کارگردان-فیلمنامه-بازیگر-فیلمبردار: هومن ذبیحی
صدابردار-بازیگر:پیام خدابنده لو
بازیگر-تدوین-عکاس: علی وزینی
فیلم: رنگی - 135 ثانیه ای
محل فیلبرداری: همدان - تابستان 1388

[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 2:19 نویسنده:گل جوان
احتمالا تیتر رو نگاه کردید و فکر کردید
که
.
.
.
نه نمیرم
فقط امکان داره خیلی دیر به دیر به وبلاگ سر بزنم و آپ کنم
چون دانشگاه ها باز شد و خیر سرم می خوام درس بخوانم
البته اگه بعضی ها بگذارند
در ضمن یک عکس از متین واستون می گذارم که ظاهرا بدجوری طرفدار داره
عکسهای پشت صحنه فیلم مسعود کرامتی
و مصاحبه من با خانم بهناز جعفری هم بزودی در همین جا ببینید
پس تا اون موقع
اولا عیدتون مبارک
دوما به من سر بزنید
سوما گل آقایی باشید
چهارما خبر زیر از بنده رو بخوانید
ششما خدانگهدار
پنجماً آپ فرت
سینما روز _ علی وزینی: فیلم «ترانه کوچک من» به کارگردانی «مسعود کرامتی» در روستای یلفان همدان کلید خورد.

مسعود کرامتی 15 شهریور ماه این کار را در یلفان آغاز کرده و فیلمبرداری آن همچنان ادامه دارد و از شنبه ضبط در حوالی سد اکباتان همدان انجام خواهد شد.
مسعود کرامتی فیلمساز کودک و نوجوان، پیش از این قصد داشت این فیلم را به بیست و سومین جشنواره فیلم کودک همدان برساند که منصرف شد و این فیلم را برای جشنواره بیست و چهارم آماده می کند.
در این فیلم بازیگرانی چون بهناز جعفری، مسعود کرامتی، مجید جعفری و تبسم هاشمی به همراه بازیگران نوجوان سپهر مددی و حامد زیاران به ایفای نقش می پردازند. پیش از این حامد زیاران، با بازی فوق العاده اش در آژانس دوچرخه سابقه همکاری با کرامتی را داشته است. از دیگر عوامل فیلم می توان به «مرتضي پورصمدي» مدير فيلمبرداري، «فاضل ژيان» طراح صحنه و لباس و «محمد حسين شهباززاده» مدير توليد، «علي سميعي» دستيار كارگردان و برنامهريز اشاره کرد.
كرامتي بازيگر و كارگردان سينما و تلويزيون، كارگرداني فيلمهاي روز كارنامه، كودكانه، پاتال و آرزوهاي كوچك و فيلم تلويزيوني آژانس دوچرخه و مجموعه تلويزيوني خانه ما را در كارنامه دارد.
منبع: سینما روز
عکس: متین حیدری نیا
عکس از: علی وزینی

عید فطر هم مبارک
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 10:8 نویسنده:گل جوان
مسجدی که خیلی دوستش داریم درسته که هنوز ساخته نشده اما به اندازه هفت تا مسجد تا حالا پول پاش رفته و ایشلاه وقتی ساخته بشه یک مسجد خوب و بزرگی میشه.مسجد قبا تنها مسجدی است که در حوالی بالای شهر-جنوب شهر-همدان ساخته شده

اینم چند تا عکس از نمایشگاه قرآن کریم همدان و عکس م.محمد.م.م در نمایشگاه قرآن
راستی پارسال نمایشگاه قرآن در همدان برگزار نشد و هیچ دلیلی هم نداشت و ندادند.


راستی این روزها هم یک عده انسان بی شخصیت ما رو سرکار می گذارند
البته از قصد نیست ولی...
یک عده ای هم که همه شما می شناسیدینشون خیلی چیز شده
در ضمن ...
عکس فرت
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 17:19 نویسنده:گل جوان
با کلیک بر روی بنر زیر تمامی عکسهای من از جشنواره فیلم کودک 23 همدان را می توانید در چند بخش متفاوت همچون افتتاحیه،اختتامیه،هنرمندان و حاشیه ها ببنید و امتیاز بدهید و نظر بدهید.
این شریفی نیا همجا باشه کلا باید شال گردنش باشه -حالا بی خیالی گردنبندش میشیم-
حالا مراسم فوت پدر حسام نواب صفوی باشه،تابستان باشه،گرما باشه،پشت صحنه باشه و یا
در دیدار با مقام معظم رهبری
همانطور که قول داده بودم عکسهای کتاب دا را براتون می گذارم و عکسهای مسجد قبا و نمایشگاه قرآن طلبتون
بزودی هم عکسهای روستای یلفان در واقع پشت صحنه فیلم مسعود کرامتی به نام ترانه کوچک من با بازی خود کرامتی،بهناز جعفری و حامد زیاران
تا اونجایی که کتاب رو خوندم خیلی ناراحت کننده بوده

مخصوصا روبرو شدن با شهدا و یا اونجایی که برادرش از پشت بام پرتاب میشه

ماه رمضان ماه مهمانی خدای خوب من داره تموم میشه
یکمی بازیگشوی کردم و خوب قدرشو ندانستم اما در شب های قدر کمی قدر دونستم
حالم در شبهای قدر بهتر از سال های قبلی بود
هم حال معنوی و هم حال جسمانی
امسال مسجد قبامون وارد فاز دوم شد و از طبقه دومش بهره برداری نسبی شد
امسال اومدیم طبقه دوم و خانم ها در حسینه بودند کمی خوب بود
با همه بچه ها کمک کردیم
فرش و بساط پذیرایی و مراقبت از طقه دوم و شب نخوابیدن ها و صبح خوابیدن ها با بچه ها در مسجد و سر و وصدای خانم های جلسه ای و کلی داستان دیگه
رفتن دسته جمعی با بچه های محل به نمایشگاه قرآن و جا موندن موبایلم در یکی از غرفه های نمایشگاه قرآن
خرید از اونجا و اذیت کردن بچه ها با پیج کردنشون از اطلاعات نمایشگاه و کلی داستان جالب دیگه
از اون ها بگذریم می رسیم سر سحری خوردن در سحرگاه بیست و سوم ماه رمضان
با ماشین بچه ها دقیقا و تماما کل شهر همدان رو گشتیم تا یک مغازه یا رستورانی پیدا کنیم که برای بچه ها سحری بخریم
گشتنمون یک سال بیشتر شد و تمام شهر را از بالا تا پایین و چپ و راست گشتیم و فقط یک مغازه دور میدان امام پیدا کردیبم که آش می فروخت و سوسیس
سوسیش که بدرد لای جرز دیوار می خورد
اما آش رو که دیدیم از دنیا سیر شدیم
جریان همون آشی بود که یک یارو توی یک جک می خورد
و...
حالتون رو بهم نزنم بهتره
یک مغازه هم با هزار بدبختی دور میدان دانشگاه ساعت 5 صبح پیدا کردیم که باز بود
نون و پنیر و خامه و عسل و مربا داشت
همه چیش خوب و سالم و تازه بود جز پنیریش که گندیده بود و خراب شده بود اما تاریخ انقضاش تا 8 هشت 88 بود
که دربست انداختیمش دور
داخل مسجد قبا با بچه ها سحر کردیم و مش محسن -خادم مسجد- هم واسمون چای دارچین ریخت
البته داستان های طلایی ما با آقای مسلمیان محفوظه
یکی از نازنین های مسجد قبا که پدر همه ی جوانان و بچه های مسجد رو درآورده و البته داستان های حاج حبیب که یکجورایی مورد اعتماد و دوست و رفیقت بچه هاست
.
.
.
خلاصه ماه رمضون جالبی بود
اکثر شب های ماه رمضان بیدار بودم درسته که ر شب قرآن نخوندم و هرشب مسجد نرفتم
اما تقریبا اکثر سحر ها مسجد بودم
و شب ها هم به لطف بیدار بودنم و تعطیل بودن دانشگاه ها و بیکار بودنم فرار از زندان را تا اوایل فصل دوم دوبله شده دیدم
عید امسال هم که عید 88 ازط شبکه تهران پخش شده بود و البته چند تا فیلم ایرانی
بقیه روزها هم می خوام فیلم ایرانی و ادامه فرار از زندان رو ببینم
و منتظر اکران جدید هستم و چنداتا فیلم هم در سینما ببینم
خلاصه هم تابستون عجیب و جالب بود و هم رمضان
هرچند که هردوتاشون زود تموم شدند
کلی دوست جدید هم پیدا کردیم مثل اشکان و هومن و ایمان و بهنام و علی و ...
پس فردا هم سر فیلمبرداری فیلم جدید مسعود کرامتی مرم با بازی حامد زیاران و بهناز جعفری
از سریال های ماه رمضان هم فقط پنجمین خورشید افخمی رو می بینم و از فیلم ها هم بعضی وقت ها در چشم باد جوزانی و این اواخر پورنگ و سریال مدرسه ما و فوتبالیست ها و برنامه آقای قرائتی که در همدان هم ضبط شده
این اواخر هم با بچه های داریم کلیپ و فیلم جشنواره 23 همدان رو می سازیم و حال می کنیم
و بعضا یر فیلمبرداری بچه های همدان میریم و کار سینمایی میکنیم
عکاسی هم می کنم
البته این روزها کتاب دا رو می خونم و الان صفحه 125 هستم و اگه خدا بخواد می خوام تا اول مهر تمومش کنم که یکخورده محاله
کتاب دا خیلی خوبه خوشم میاد ازش
روزنامه سپهرغرب هم دارم با پیام درباره جشنواره می نویسم که البته فعلا کارم تموم شد
ولی اونجا هم هست
آپ فرت
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 18:45 نویسنده:گل جوان
سلام چند تا عکسی که از جشنواره کودک گرفتم امروز براتون می گذارم
یک عکس از ملیکا زارعی - خواهر مریلا- یا خاله شادونه البته این بار با چهره و لباسی متفاوت
و یک از متین حیدری نیا که ظاهرا خیلی هم طرفدار داره
یک پوستر و عکس زیبا هم از سهند جاهدی در کنار آرمیتا مرادی در سینمای دانش آموزی همدان تقدیمتون می کنم که پس از اکران فیلم یک وجب از آسمان رفته شده است.
بقیه عکسهای من را هم می تویند از لینک زیر در سایت سینمایی تحلیلی سینما روز ببینید
راستی حامد زیاران هم قراره در همدان در فیلم مسعود کرامتی با نام ترانه کوچک من بازی کنه
بعدا عکسهای صحنه و پشت صحنه فیلم را واستون می گذارم
قاب وبلاگم رو عوض کردم لطفا در مورد این نظر بدهید و بگید این خوبه یا قبلی
در ضمن اینم مصاحبه من با متین که در آخر همین پست بخوانید
فعلا یک رفت و آمد کوچک داریم تا اون موقعتماس فرت

ملیکا زارعی در حاشیه جشنواره- لابی هتل باباطاهر

برای دیدن عکس های بیشتر این جا کلیک کنید

«متین حیدرنیا»: شانس برنده شدنم 50-50 است
متین حیدرنیا 12 ساله با فیلم «مسیر عشق» به جشنواره کودک آمده است و پیش از این در فیلم هایی چون چهارشنبه سوری، در خط فاصله، یک جور دیگر، به کجا چنین شتابان، برای آخرین بار، گراناز، حبیب آقا، مدیوم و سربلند به ایفای نقش پرداخته است و همینک در برنامه عموپورنگ در کنار امیر محمد و سهند جاهدی مشغول اجراست . وی برای بازی در فیلم مسیر عشق کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر نوجوان بود که او وی در بیست و سومین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان تقدیر شد.
درباره نقش خودت در «مسیر عشق» بگو.
یک نوجوان است که به خاط دایی شهید خود با دوچرخه اش پشت اتوبوس کربلا مخفیانه به کربلا می رود و در مسیر لو می رود و با کمک آنها به کربلا می رسد.
چطور برای این نقش انتخاب شدی؟
از طریق آشنایی کاری من با آقای زیجودی در گراناز معرفی شدم.
سال گذشته در جشنواره فیلم داشتی. چرا به همدان نیامدی؟
خیلی علاقه داشتم اما متاسفانه با وجود اینکه دعوت داشتم نتوانستم به جشنواره برسم.
چقدر شانس برنده شدن جایزه داری؟
خدا می داند. شاید شانسم 50-50 باشد.
از بین بازیگران کودک و نوجوان چه کسی را موفق تر می دانی؟
ارسلان قاسمی به خاطر اینکه در فیلم هایش بسیار خوب به ایفای نقش می پردازد
حالا اگر ارسلان جایزه را بگیرد چطور؟
چون حتما بهتر بازی کرده و حق او بوده موفق به کسب آن شده است. اگر جایزه را ببرد به او تبریک می گویم و معتقدم بهتر از من بازی کرده است.
فیلم های کودک ایرانی بهتر است یا خارجی؟
فیلم ایرانی را زیاد نمی بینم. چون دسترسی به آنها مانند فیلم های خارجی ساده و راحت نیست. ولی فیلم های خارجی را خیلی دوست دارم و آنها را نگاه می کنم
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 16:23 نویسنده:گل جوان
دو همشهری کرد - پوران درخشنده و بهروز مرادی هر دو کرمانشاهی در هتل باباطهار همدان
سلام امروز روز وبلاگ است و به همین مناسبت چند تا عکس از عکسهایم در جشنواره فیلم کودک را آپ می کنم
ترلان پروانه و مجری شبکه جام جم
رسول صدر عاملی در هتل بوعلی همدان
برای دیدن عکس های بیشتر این جا کلیک کنید
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 6:58 نویسنده:گل جوان
عکسهام را در جشنواره کم کم تقدیمتون می کنم
فعلا همین ها را داشته باشید
عکس ها را در ادامه مطلب ببینید
نظر فراموش نشه
اینم مصاحبه خودم و دوستانم در جشنواره
گفت و گوی اختصاصی با «خاله شادونه»
گفت و گوی اختصاصی با «ترلان پروانه»
گفت و گوی اختصاصی با «حسین قاسمی هنر»
گفت و گوی اختصاصی با «حامد زياران»
گفت و گوی اختصاصی با «ماهایا پطروسیان»
گفت و گوی اختصاصی با «آرمیتا مرادی» و «آرشام طالبی»
گفت و گوی اختصاصی با «محمدعلي شادمان»
گفت و گوی اختصاصی با سهند جاهدي،بازيگر يك وجب از آسمان
مصاحبه با بازیگران کاندید جشنواره فیلم کودک
گپ و گفت اختصاصی با محسن قاضی مرادی و مصطفی رحماندوست
اختصاصی؛ حاشيه هاي اختتاميه جشنواره فیلم کودک همدان
اختتاميه شاد جشنواره براي مردم
اختصاصی؛ آخرین اخبار از جشنواره فیلم کودک همدان
گزارش اختصاصی از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک
حاشیه های مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک همدان
بسته خبری اختصاصي سینما روز از جشنواره فیلم کودک همدان
گفت و گوی اختصاصی سینما روز با «ابراهیم فروزش»
اختصاصی؛ «محمد عرب» دوباره فیلم برای کودک می سازد
عکس های اختصاصی از مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم کودک
[ از عکسهای من جه خبر؟ ]
+ ساعت آپ 11:52 نویسنده:گل جوان











